برای داشتن حال معنوی در سفر زیارتی چه کنیم؟

خیلى دلش مى‌‌‏خواست هنگام زیارت، «حال» داشته باشد. شنیده بود که «بقیع»، گریه‏ آور است و بى‌‌‏روضه، حال انسان منقلب مى‌‌‏شود و بى‏‌‌اختیار، اشک‌‏ها روان مى‌‌‏شود.

از خودش تعجب مى‌‌‏کرد که چرا چنین نیست.

به حال همسفر دیگرش غبطه مى‌‌‏خورد. که چگونه دل از حرم و بقیع نمى‌‌‏کند و لحظه‌‏‌‌به‌‌‏لحظه، شانه‌‌‏هایش از گریه مى‌‌‏لرزد و حال معنوى خوشى دارد. اما خجالت مى‌‌‏کشید در این‌‌‏باره سخنى با او بگوید.

بالاخره طاقت نیاورد و مشکل خود را با دوستش- که با هم صمیمى بودند- مطرح کرد.

دوست همسفرش، دست روى نقطه حساس گذاشت و گفت:

برادر جان! این سفر، سفر سیاحت و تفریح و خوش‌‌‏گذرانى نیست.

پیدا کردن «حال»، نتیجه درک موقعیت و شناخت و معرفت است.

غذاهاى چرب و خوش‌‌‏مزه کاروان را با ولع خوردن و یک پپسى یا فانتاى گازدار روى آن خوردن و بعد، دسر موز و میوه را تا آخر در شکم انبار کردن، یک لیوان چاى داغ هم روى آن نوشیدن و تتمه اوقات را هم به شوخى و خنده و غفلت گذراندن و خداى نکرده، پشت سر دیگران غیبت کردن، دیگر حالى باقى نمى‏‌‌گذارد.

گفت و گفت و حاجى ما همچنان گوش مى‌‌‏داد.

ناگهان احساس کرد، حسرت روزهاى سپرى شده و شب‌‌‏هاى به غفلت گذشته، برسرش آوار شده است.

آهى کشید و گریه سرداد ... و آن شب گذشت.

فردا صبح، در اتاق نبود.

پس از ساعتى از طلوع آفتاب، آرام آرام از پله‏‌‌ها بالا مى‌‌‏آمد.

معلوم شد که پیش از اذان صبح، روانه حرم شده بود. نماز صبح در حرم و اول روز در بقیع ... با چشمى که از فرط گریه در کنار مزار ائمه، قرمز شده بود.

منبع: با استفاده از «اخلاق در سفر».

/ 0 نظر / 36 بازدید