غفرانگه رب

بهترین توشه سفر حج(2)
نویسنده : معین حج - ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٧
 

در دومین قسمت از مطلب «بهترین توشه حج»، داستان منسوب به برخورد امام سجاد(ع) با شبلی در برگشت از حج، و سخنان گهربار امام(ع) را تقدیم می‌‌کنم.

حج + عمره


داستانى به امام سجّاد(علیه السلام) منسوب است که هنگام بازگشت از حجّ با استقبال شخصى به نامِ شبلى که او نیز از حجّ بازگشته بود، روبرو شد.

به او فرمود: شبلى! حجّ گزاردى؟

شبلى در پاسخ حضرت گفت: آرى، اى پسر پیامبر.

امام(علیه السلام): آیا در میقات فرود آمدى و لباس هاى دوخته را بیرون آوردى و غسل کردى؟

شبلى: آرى.

ـ آنگاه که به میقات فرود آمدى، آیا نیّت کردى که از ریا و نفاق و وارد شدن به شبهه ها خود را عریان کنى؟

ـ نه.

ـ وقتى غسل کردى، نیت کردى که خود را از خطاها و گناهان شستشو دهى؟

ـ نه.

ـ پس نه در میقات فرود آمده اى، نه از لباس هاى دوخته خود را جدا ساخته اى و نه غسل کرده اى!

سپس پرسید آیا نظافت کردى و احرام بستى و تصمیم بر حجّ گرفتى؟

ـ آرى.

ـ وقتى نظافت کردى و احرام بستى و نیّت حج کردى، آیا نیّت کردى که با نوره توبه خالص، خود را پاک کنى؟

ـ نه.

ـ وقتى احرام بستى نیّت کردى که همه محرمات خدا را بر خود حرام کنى؟

ـ نه.

ـ به هنگام نیّت حج، آیا نیّت کردى که هر گرهِ و پیوند غیرخدایى را بگشایى؟

ـ نه.

ـ پس نه نظافت کرده اى، نه احرام بسته اى و نه نیّت حج کرده اى؟

سپس فرمود: آیا داخل میقات شدى و دو رکعت نمازِ احرام خواندى و «لبیّک» گفتى؟

ـ آرى.

ـ وقتى وارد میقات شدى، نیّت کردى که بر نیّت زیارت باشى؟

ـ نه.

ـ وقتى دو رکعت نماز گزاردى آیا نیّت کردى که با بهترین اعمال و بزرگترین حسنات بندگان که نماز است، و بزرگترین حسناتِ بندگان است، به خدا نزدیک شوى؟

ـ نه.

ـ وقتى «لبیک» گفتى، آیا نیّت کردى که همه فرمانهاى خداى سبحان را ـ با این سخن ـ پذیرفتى و از همه نافرمانى هاى او لب فروبستى؟

ـ نه.

ـ پس نه داخل میقات شده اى نه نماز خوانده اى و نه لبّیک گفته اى!

پس فرمود: آیا وارد حرم شدى، کعبه را دیدى و نماز خواندى.

ـ آرى.

ـ چون داخل حرم شدى، نیّت کردى که هر غیبتى را از هر مسلمانى بر خود حرام کنى؟

ـ نه.

ـ وقتى به مکّه رسیدى آیا در قلبت نیّت کردى که خدا را قصد کنى؟

ـ نه.

ـ پس نه داخل حرم شده اى، نه کعبه را دیده اى و نه نماز خوانده اى!

سپس فرمود: آیا کعبه را طواف کردى و رکن ها را لمس نمودى و سعى (میان صفا و مروه) کردى؟

ـ آرى.

ـ هنگام سعى نیّت کردى که به سوى خدا مى‌‌گریزى؟ و آیا خداى داناىِ پنهانى ها این را از تو دانست؟

ـ نه.

ـ پس نه طواف گزارده اى و نه رکن ها را لمس کرده اى و نه سعى نموده اى!

سپس پرسید: آیا دست به حجر الأسود نهادى؟ کنار مقام ابراهیم(علیه السلام) ایستادى؟ و دو رکعت نماز گزاردى؟

ـ آرى.

امام در اینجا صیحه اى زد و سپس فرمود: آه، آه! هر کس دست بر حجرالأسود نهد، با خداى متعال دست داده است، پس اى بیچاره، بنگر تا پاداش آنچه را که حرمتش بزرگ است، تباه نسازى و این مصافحه (و بیعت) را چون گناهکاران با مخالفت و ارتکاب حرام، نشکنى.

سپس فرمود: وقتى کنار مقام ابراهیم(علیه السلام) ایستادى آیا نیّت کردى که همه فرمان هاى الهى را اطاعت و همه نافرمانى هاى او را ترک کنى؟

ـ نه.

ـ پس وقتى که آنجا دو رکعت نماز خواندى، آیا نیّت کردى که ابراهیم گونه نمازبگزارى و با نمازت، بینى شیطان را به خاک بمالى؟

ـ نه.

ـ پس نه با حجر الأسود دست داده اى و نه در کنار مقام ابراهیم ایستاده اى و نه در آنجا دو رکعت نماز خوانده اى!

سپس فرمود: آیا بر سر چاه زمزم رفته و از آب آن نوشیدى؟

ـ آرى.

ـ آیا نیّت کردى که بر فرمانبرى خدا استوار شوى و از نافرمانیش چشم بپوشى؟

ـ نه.

ـ پس نه بر سر زمزم رفته اى و نه از آبش نوشیده اى!

ـ آیا میان صفا و مروه به سعى پرداختى؟

ـ آرى.

ـ آیا نیّت کردى که میان بیم و امید هستى؟

ـ نه.

ـ پس نه سعى کرده اى، و نه راه رفته اى، و نه میان صفا و مروه رفت و آمد کرده اى!

سپس فرمود: آیا سوى منا رفتى؟

ـ آرى.

ـ آیا نیّت کردى که مردم را از زبان و قلب و دستت ایمن سازى؟

ـ نه.

ـ پس به منا نرفته اى!

سپس پرسید: آیا در عرفات وقوف کردى؟

و بالاى جبل الرحمه رفتى و وادىِ نَمِره را شناختى و کنار جَمَره ها، خداى سبحان را خواندى؟

ـ آرى.

ـ آیا با وقوف در عرفات آگاهى خداوند را بر شناخت ها و دانش ها شناختى، و دانستى که خداوند نامه عمل تو را دریافت مى‌‌کندو به آنچه در درون و قلبت مى‌‌گذرد آگاه است؟

ـ نه.

ـ آیا در بالا رفتن از جبل الرّحمه نیّت کردى که خداوند به هر زن و مرد با ایمان رحمت مى‌‌فرستد و هر مرد و زن مسلمان را سرپرستى مى‌‌کند؟

ـ نه.

ـ آیا در وادىِ نَمِره نیّت کردى که فرمان ـ به نیکى ـ ندهى تا خود فرمان برى و نهى ـ از بدى ـ نکنى تا خود از آن ـ بپرهیزى؟

ـ نه.

ـ آیا هنگامى که در کنارِ عَلَم ونَمِرات ایستادى نیّت کردى که آنها گواهِ طاعت هاى تو باشند و به دستور خداوند، آسمان ها ـ همراهِ فرشتگانِ نگهبان ـ از تو نگهبانى کنند؟

ـ نه.

ـ پس نه در عرفات وقوف کرده اى، نه از جبل الرحمه بالا رفته اى و نه نَمِره را شناخته اى و نه دعا کرده اى ونه کنار نَمِرات ایستاده اى!

ـ پیش از گذشتنِ از آنجا، دو رکعت نماز گزاردى؟ و به مزدلفه رفتى و از آنجا سنگریزه جمع کردى؟ و از مشعر الحرام گذشتى؟

ـ آرى.

ـ وقتى دو رکعت نماز خواندى، نیّت کردى که آن نماز، نماز شکرِ شب دهم است، مشکل گشا و آسانى شرطِ برخوردارى از برکات زائر خانه خدا چگونه مى‌‌تواند از عنایات صاحبخانه و از برکات سرزمین وحى برخوردار شود؟

این پرسش مهم ترین و اصلى ترین پرسش کسانى است که به دیار وحى پاى مى‌‌گذارند، به ویژه آنان که پس از سال ها انتظار، توفیق زیارت خانه خدا یافته اند و چه بسا امید تکرار این توفیق را ندارند.

شایسته است در پاسخ به این پرسش، از خود چیزى نگوییم، بلکه از صاحب خانه بپرسیم که چگونه مهمانى را مى‌‌پذیرد و کدام زائر مى‌‌تواند از عنایات او بهره مند شود؟

بى شک کتاب او (قرآن کریم) و سخنان خاندان رسالت ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ ما را در دستیابى به پاسخ این پرسش، یارى خواهد کرد.

پاسخى که کتاب خدا به ما مى‌‌دهد، این است که:

صاحب این خانه بسیار رؤوف و مهربان است، مهربان تر از او وجود ندارد.

او رحمت و مهربانى را بر خود واجب مى‌‌داند: «کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ».

رحمت و مهربانىِ صاحب این خانه بر همه چیز و همه کس گسترده است.

او خود فرمود: «وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْء»، کوتاهى و قصور از ناحیه او نیست.

این ماییم که باید موانع جذب رحمت حق را از خود دور کنیم.

آنچه نمى‌‌گذارد زائر خانه خدا از برکات این بیت پربرکت بهره مند شود، آلودگى ها است.

صاحب خانه به ابراهیم خلیل الرحمان فرمان داد که خانه اش را براى پذیرایى معنوى از زائران، پاکیزه سازد.

منبع: برکات سرزمین وحی(محمد محمدی ری شهری)