غفرانگه رب

بهترین توشه سفر حج (1)
نویسنده : معین حج - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٤
 

واقعا هدف از سفر به مکه و زیارت خانه خدا چیست؟ بناست از آنجا که برگشتیم چه توشه ‌ای با خود بیاوریم؟ توشه غرور و نخوت و تکبر بابت لقب «حاجی شدن»؟ یا مقداری سوغاتی برای اقوام و خویشان؟ یا هدف چیز دیگری است؟

در ادامه مطلب مطالبی سودمند را خواهید خواند.

توشه حج


بهترین و ارزشمندترین توشه اى که زائر خانه خدا پیش از سفر، باید تهیّه کند و بیش از هر چیز دیگر باید همراه داشته باشد تا بتواند از برکات سرزمین وحى بهرمند شود، «شناخت و معرفت» است.

امام خمینى(قدّس سره) در این باره مى‌‌فرماید: «مهمّ آن است که حاج بداند کجا مى‌‌رود و دعوت چه کسى را اجابت مى‌‌کند؟ و میهمان کیست؟ و آداب این میهمانى چیست؟ و بداند هر خودخواهى و خودبینى با خداخواهى مخالف است و با هجرت إلى الله مباین و موجب نقض معنویت حجّ است.»

ارزش زیارت خانه خدا زائر سرزمین وحى، پیش از هر چیز باید بداند که کجا مى‌‌رود؟ خداوند منّان چه توفیق بزرگى نصیب او کرده است و زیارت خانه خدا چقدر ارزش دارد؟

این سفر روحانى و نورانى به حدى ارزشمند است که امام صادق(علیه السلام) مى‌‌فرماید: «وَدَّ مَنَ فی القُبُورِ لَوْ أَنَّ لَهُ حِجّةً واحِدةً بِالدُّنْیا وَمَا فِیها»؛ «آنان که در دل قبر آرمیده‌‌اند، آرزو دارند در مقابل دادن دنیا و آنچه در آن است، توفیق انجام یک بار حج را داشته باشند!»

این سخن بدان معنا است که ارزش حج، فوق تصوّر است، و زائرِ با معرفت، مى‌‌داند که ارزش این عبادت با معیارهاى مادّى قابل سنجش نیست.

زائرِ با معرفت مى‌‌داند که زیارتِ خانه، در واقع زیارت صاحبخانه است و او در این سفر به زیارت خدا مى‌‌رود، دعوت او را اجابت کرده، و مهمان اوست.

زائرِ با معرفت، مى‌‌داند که مهمانى خداوند متعال در این سفر، پذیرایى از جسم زائر نیست که جسم او همیشه مهمان خداست.

از این رو کمتر به فکر رفاه و آسایش مادى است و با تمام توان، تلاش مى‌‌کند از لذاید معنوى این سفر و اُنس با صاحبخانه بهره مند شود.

و بالأخره زائر با معرفت، مى‌‌داند مهم ترین ادب ورود به مهمانخانه معنوى خداوند متعال و بهره گیرى از برکات آن، «پاکى دل» است و براى پاکسازى جان، باید ریشه ناپاکى‌‌ها و آلودگى هاى معنوى را، که خودخواهى و خودبینى است، از خود دور کند.

امّا کسى که ارزش این سفر و معناى مهمانى خدا و ادب آن را نمى‌‌داند، نمى‌‌تواند از آنچه خداوند متعال براى مهمانان در حرمسراى خود تهیّه دیده استفاده کند و از برکات سرزمین وحى بهره مند شود.

زائرى که در سرزمین وحى به فکر رفاهِ بیشتر، خوراکِ بهتر، و سوغاتىِ افزونتر است، معناى مهمانى خدا را نمى‌‌داند!

او بیش از آن که به فکر بهره‌‌گیرى معنوى از حج و عمره و صاحبخانه باشد، به فکر صبحانه و ناهار و شام است و اگر احیاناً قصور یا تقصیرى در پذیرایى مشاهده کند گناهى است نابخشودنى!

او بیش از آن که غمِ دست خالى بازگشتنِ از برکات معنوىِ خانه خدا را داشته باشد در فکر پر کردن ساکهاى خود از سوغاتى است.

او با پرسه زدن در بازارهاى مکّه و مدینه و گاه جدّه! با همه توان مى‌‌کوشد که جنسى را ارزان تر بخرد، مبادا کاسب هاى بى انصاف سر او را کلاه بگذارند،

و اگر بشنود که رفیقش چیزى را ارزان تر خریده متأثّر مى‌‌شود، امّا نمى‌‌داند که شیطان چه کلاه بزرگى بر سرش گذاشته، و گرانبهاترین فرصت ها را به ارزان ترین قیمت از او ستانده است.

و بالأخره زائرى که معناى مهمانى خدا را نمى‌‌داند، در مکّه و مدینه چیزى جز آثار باستانى مشاهده نمى‌‌کند و هدف و فلسفه مناسک حجّ و عمره را درک نمى‌‌نماید و از زیبایى‌‌ها و جاذبه هاى معنوى و نورانیت سرزمین وحى بهره اى نمى‌‌برد.

برگرد که تو حج نکردى!

داستان منسوب به امام سجاد(ع) و شبلی در اینجا بسیار راهگشاست. این داستان را در پست بعد تقدیم خواهم کرد.

منبع: برکات سرزمین وحی(محمدی ری شهری)