غفرانگه رب

اسرار و رازهای حج(1)
نویسنده : معین حج - ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٧
 

از آنجا که بسیاری از مردم بدون اینکه فلسفه و اسرار شگفت فریضه حج را بدانند به حج می‌‌روند و با کمترین اثر تربیتی برمی‌گردند، تصمیم گرفتم برخی از اسرار حج را بیان کنم.

لکن در میان مطالعاتم برای بیان این مطالب، به کتابی از آیت الله مظاهری(حفظه الله) برخوردم، که به خوبی این مطالب را تبیین کرده بود.

لذا برخی از مطالب این کتاب را در چند پست تقدیم دوستان می‌‌کنم.


منازل حجّ

سفر حج سفرى است عرفانى و داراى سه منزل:

منزل اوّل: بریدن از ما سوى اللَّه براى پیوند با خدا (سیر من الخلق الى الحقّ).

منزل دوّم: ادامه و استمرار پیوند با خدا و سعى در تحکیم آن پیوند، تا نیل به مقام لقا و عبودیت (سیر من الحقّ فى الحقّ).

منزل سوّم: بازگشت به میان خلق و اجتماع به منظور هدایت، پس از کامل شدن و رسیدن به مقام عبودیت (سیر من الخلق الى الخلق).

منزل اوّل: سیر من الحقّ الى الحق

این منزل خود داراى مراتب و مقاماتى است:

توبه؛ مهم‏تر از همه مراتب، توبه است، و معناى توبه که منزلِ اول سلوک است، رجوع از شیطانها و طاغوتها به سوى اللَّه، رجوع از خوى انسانى به نفس روحانى، رجوع از طبیعت به سوى روحانیت نفس، رجوع از هوا و هوس و نفس امّاره به معنویت و فضائل، و تدارک گذشته‏ها است که هیچ حقّى از خدا و از خلق بر ذمّه او باقى نماند، و از میان مردم بیرون رود و احدى از او ناراضى نباشد جز شیطان. به این ترتیب، حقیقت بنیادین مقام توبه، چیزى جُز «رو گرداندن» و «رو کردن» نیست، سالک راه خدا، از موانع وصول به محبوب عبور کرده و رو گردان مى‏شود و روى توجّه به جانب حضرت حق مى‏آورد و تمام فکر و نظر خویش را به سوى او - جلّ و علا - معطوف مى‏دارد.

نقطه آغاز در این رجوع، تفکّر در تبعات و آثار وحشت انگیز گناهان و به این وسیله، روشن کردن آتش ندامت در سینه و قلب است.

و همین آتش پشیمانى و در پى آن احساس نقص و کاستى و فرو ریختن است که برانگیزاننده سالک براى سلوک و نقطه عطف حرکت سالکانه او به سوى کمال و مایه تحوّل و دردمندى اوست. این است که توبه را بدون تردید، باید آغاز زندگانى جدید، به شمار آورد.

یقظه؛

معناى یقظه توجّه، آگاهى و بیدارى است و در این سفر عرفانى، یقظه به معناى توجّه به قدر و منزلت خانه خدا و حریم پاک اوست. توجّه به توفیقى که پروردگار عالم به بنده خویش عنایت کرده است. توجّه به این که در این مسافرت نباید کسى یا چیزى او را مشغول کند. آگاهى از این که اگر حج مقبولى انجام دهد به هدف و مقصود از خلقت انسان (مقام لقا و عبودیت) خواهد رسید. توجّه به انجام «بایدها» و «ارزش‏‌‌ها»؛ یعنى واجبات، و اجتناب از «نبایدها» و «ضدّ ارزش‌‌‏ها»؛ یعنى گناهان، و این که خداوند عمل گنهکاران را نمى‏پذیرد و قبولى تمامى اعمال وابسته به تقوا است؛ «اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ»؛ [«همانا، فقط و فقط، خداوند از پروا پیشگان مى‏پذیرد»مائده: 27.]

و نیز توجّه و اهتمام به مستحبّات؛ بویژه خدمت به همنوعان. و خلاصه آگاهى و توجّه به این که در این مسافرت روحانى، همانند هر حال دیگرى، در محضر خداوند، پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین(علیهم‌‌‏السلام) است؛ «قُلْ اِعْمَلُوا فَسَیَرى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ»؛ [«بگو عمل کنید، خداوند و فرستاده او و مؤمنان اعمال شما را مى‏بینند»] از اینرو، بنیاد یقظه، بر محور توجّه و آگاهى و توبه است و این بیدارى حیات آفرین است که سالک و مسافر کوى دوست را براى مراتب و مقامات پسین آماده مى‏گرداند.

تخلیه؛

پس از مقام توبه و یقظه، باید در منزل اوّل به مرتبه «تخلیه» صعود کند. مقام تخلیه آن است که دل را یکسره از صفات زشت و ناپسند و رذائل اخلاقى، خالى کند و ریشه‏هاى هرز صفات رذیله؛ نظیر «حسد، بخل، کبر، ریا، تملّق، شقاوت، جاه طلبى و...» را که مایه تیره بختى و سیه روزى آدمى است به آتش اراده و عزم بر ترکِ این رذائل، بسوزاند و زقّوم رذیلتهاى زشت را از سرزمین قلب خود به دستِ همّت بَرکَند و آن را عرصه کشتِ گلهاى با طراوت فضیلتهاى انسانى گرداند و بدین ترتیب از این مرتبه، به مقام «تحلیه» پا بگذارد.

تحلیه؛

بنیادِ مرتبتِ «تحلیه»، آراستن دل به خصائص زیبا و فضائل عالیه؛ نظیر «خیر خواهى، سخاوت، گشاده دستى، تواضع، اخلاص، صداقت، رأفت، زهد و آزادگى از همه تعلّقات و...» است. سالک راه دوست باید بکوشد تا خویشتن را به فضائل اخلاقى بیاراید و مهم‏تر از هر فضیلتى، ملکه خلوص و اخلاص در عمل است و در این صورت است که حجّ وى، حجّ ابراهیمى خواهد بود؛ «اِنّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَ الأَْرْضَ حَنیفاً وَ ما اَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ»[«من روى خویشتن به سوى آن کسى کردم که آسمانها و زمین را آفرید من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم» انعام: 79]

اگر حاجیان و سالکان در این سفر عرفانى، نیّت خویش را خالص گردانند و هیچ یک از اغراض پست مادّى و دنیوى و حتى اغراض اخروى را در این عمل شریف دخالت ندهند، بلکه توجّه خود را یکسره به جانب میزبان و «صاحب البیت» معطوف دارند و جز رضایت او را در نظر نیاورند؛ «اِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْاَعْلى»؛ [«مگر جستن خشنودى پروردگار والاى خویش» لیل: 20]

آنگاه محصول تلاش خود را در خشنودى دوست، نظاره خواهند کرد؛ «وَ لَسَوفَ یَرْضى» [«و زود است که خشنود شود» لیل: 21]

و چرا به این خشنودى دست نیابند؟ که رنگ خدا بهترین رنگهاست؛ «صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً» [«رنگ خدا و چه رنگى از رنگ خدا بهتر است؟» بقره: 138]

و البته این متاع گرانبها بعد از گذر از ریشه کن نمودن رذیله ریا و تظاهر، در مقام تخلیه بوسیله توجّه به عواقب سوء و نتایج شوم این رذیله است که به چنگ حاجیان مى‏افتد، توجّه به این نکته پر اهمیّت که رنگ ریا و تظاهر، آدمى را تا سر حدّ شرک ساقط مى‏کند؛ «وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ وَ یَصُدَّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ اللَّهُ بِما یَعْمَلُونَ مُحیطٌ»؛ [«همانند آن کسان مباشید که سرمست غرور و براى خودنمایى از دیار خویش بیرون آمدند، دیگران را از راه خدا باز داشتند و خدا به هر کارى که مى‏کنند، احاطه دارد.» انفال: 47]

سالک، پس از مقام تخلیه و تحلیه و مداومت و استمرار بر دو عنصر «عدالت» و «اخلاص»، مى‏باید به وسیله ریاضات دینیّه بویژه تداوم در تلاوت قرآن همراه با تفکّر در آن، دعا و تضرّع به درگاه خداوند متعال و توسّل و توجّه به پیشگاه اهل بیت علیهم‌‌‏السلام بالأخص مصداق حاضر ولایت محمّدیه، محوریّت عالم امکان، ولىّ اللَّه الاعظم - ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء - به مقام «تجلیه» صعود کند.

تجلیه؛

و حقیقت این مقام بالاتر از آن است که در تصوّر هر کس آید و این مرتبتى است که نصیب اوحدىّ از اولیاى الهى مى‏شود. در این مقام، قلب سالک به نور خدا منوّر مى‏شود؛ «وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشى بِهِ فِى النَّاسِ»؛ [«و نورى بر او قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود» انعام: 122] تا در این سفر مبارک در سایه‏بان الطاف حق بتواند به مقام عبودیت نائل گردد و بدین ترتیب ارزش‏ها را از ضدّ ارزش‏ها و ارزشمندان را از دون قیمتان و پاکان را از ناپاکان و خواستهاى تعالى بخش خدا را از خواهشهاى ذلّت آفرین نفس و هوا و هوس، تمیز دهد؛ «اِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً»؛ [«اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید براى شما وسیله‏اى براى جدایى حق از باطل قرار مى‏دهد» انفال: 29].

تجلّى انوار الهى با قلب سالک، نه آن مى‏کند که در گفت و شنود آوریم، تنها باید به آن مرتبت رسید تا طعم شیرین و روح افزاى آن را چشید.

مجموع این مقامات پنجگانه منزل اوّل، در کلام بلند و ارجمند امام صادق‏(علیه‌‌‏‌‌السّلام) که در مصباح الشریعة از آن حضرت نقل کرده، جلوه‏گر و نمایان است:

«اِذا أَرَدْتَ الْحَجَّ فَجَرِّدْ قَلْبَکَ ِللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ قَبْلِ غُرْمِکَ مِنْ کُلِّ شاغِلٍ وَ حَجْبِ کُلِّ حاجِبٍ وَ فَوِّضْ اُمُورَکَ کُلَّها اِلى خالِقِکَ وَ تَوَکَّلْ عَلَیْهِ فى جَمیعِ ما یَظْهَرُ مِنْ حَرَکاتِکَ وَ سَکَناتِکَ، وَ سَلِّمْ لِقَضائِهِ وَ حُکْمِهِ وَ قَدَرِهِ وَ دَعِ الدُّنْیا وَ الراحَةَ وَ الْخَلْقَ وَ أخرج مِنْ حُقُوقٍ تَلْزِمُکَ مِنْ جَهَةِ الْمَخْلُوقینَ وَ لاتَعْتَمِدْ عَلى زادِکَ وَ راحَتِکَ وَ اَصْحابِکَ وَ قُوَتِکَ وَ شَبابِکَ وَ مالِکَ، فَاِنَّ مَنِ ادَّعى رِضَا اللَّهِ وَ اعْتَمَدَ عَلى شَىْ‏ءٍ صَیَّرَهُ عَلَیْهِ عَدُوّاً وَ وَبالاً لِیَعْلَمَ اَنَّهُ لَیْسَ لَهُ قُوَّةٌ وَ لا حیلَةٌ وَ لا لِأَحَدٍ اِلّا بِعِصْمَةِ اللَّهِ تَعالى وَ تَوفیقِهِ، وَ اسْتَعِدَّ اسْتِعْدادَ مِنْ لایَرجُو الرُّجُوعَ وَ اَحْسِنِ الصُّحْبَةَ وَ راعِ اَوقاتِ فَرائِضِ اللَّهِ وَ سُنَنِ نَبِیِّهِ(صلى الله وعلیه وآله وسلم) وَ ما یَجِبُ عَلَیْکَ مِنَ الأَْدَبِ وَ الْاِحْتِمالِ وَ الصَّبْرِ وَ الشُّکْرِ وَ الشَّفَقَةِ وَ السَّخاءِ وَ ایثارِ الزَّادِ عَلى دَوامِ الأَْوقاتِ.» [مصباح الشریعة، باب 22]

هرگاه خواستى حجّ به جاى آورى، پس قلب خود را پیش از آغاز عمل از هرگونه مشغول کننده و مانع و حاجب، براى خداى متعال بر کنار کن و جریان امور خویش را به خداوند واگذار و در تمام حرکات و سکنات خود، خالق خویش را وکیل قرار ده و در برابر فرمان و حکم و تقدیر او مطیع و تسلیم باش و دنیا و آسودگى و مردمان را رها کن و خود را از حقوق مردم خارج کن (تا مردم از تو طلبکار و ناراضى نباشند) و (در این راه) به زاد و توشه و یاران و توانایى جوانى و ثروت خود اعتماد مکن، زیرا آن کس که دعوى مقام رضا و تسلیم الهى کند و با این حال به چیز دیگرى اعتماد کند، خداوند همان چیز را دشمن و موجب ضرر و وبال او مى‏گرداند تا او بفهمد و بداند که نه او و نه هیچ کس را قدرت و تدبیرى نیست مگر به عصمت و توفیق اعطا شده از جانب خداوند، و (در این سفر) به اندازه‏اى خود را آماده و مستعدّ کن که گویا امید مراجعت براى تو نیست و در مصاحبت و رفاقت و همراهى با دیگران، خوش رفتار و نیکو کردار باش و پیوسته اوقات واجبات الهى و سنن رسول محمدى(‏صلى الله وعلیه وآله وسلم) را و آنچه بر تو واجب است از آداب عرفى و تحمّل و بردبارى در برابر ناراحتیها و ابتلائات و شکر نعمتهاى خداوندى و گشاده دستى و بخشش، مراعات نما.

از امام صادق(علیه‏‌‌السلام) در ادامه این روایت، بیانات گهربارى نقل شده است که در منازل بعدى از آن سود خواهیم جُست.

منبع: اسرار حج(آیت الله حسین مظاهری)