غفرانگه رب

تأمّلی در آداب و اعمال حج(6)
نویسنده : معین حج - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢۸
 

سیر اعمال‌ حج، سیرحرکت و سلوک‌ انسان‌ است. به جاست است‌ در این‌ سیر و رمز و راز آن‌ بیشتر تأمل‌ شود.

لذا در ادامه مطلب، به برخی نکات در اعمال دیگر حج می‌‌پردازیم.


هفتم: طواف‌نساء

دوباره‌ باید برگردی‌ به ‌طرف‌ کعبه ‌و طواف ‌نساء انجام ‌دهی.

چرا از میان ‌همه ‌نعمت‌ها فقط‌ روی‌ «زن» تأکید شده ‌است؟!

شاید سرّش‌ این ‌باشد که ‌زنان ‌باید طواف ‌نساء کنند، تا قدر خود را بدانند و مردان ‌هم ‌باید طواف‌ نساء کنند تا قدر زنان‌ و این ‌نعمت ‌بزرگ‌ الهی ‌را بشناسند.

بهترین‌ چیزی ‌که‌ در دنیای‌ خاکی،‌ انسان‌ با آن ‌مأنوس ‌می‌شود، همسر است.

همسری از برترین نشانه ها و آیات الهی و عامل تسکین و تعدیل آدمی است.

با انجام‌ طواف، زن ‌منزلت‌ خود را می‌‌شناسد و دیگر در برابر همسر گردن فرازی نمی‌کند و از اطاعت ‌به حق او خارج ‌نمی‌شود.

مرد هم ‌قدر این ‌نعمت‌ را می‌داند و حرمت و منزلت رفیع او را پاس می‌دارد.

همین است که رسول خدا(ص) در واپسین حج خود، آخرین سفارشش دربارهِ زنان و پاسداشت حقوق آنان است.

پس از طواف،‌ باید دو رکعت نماز بگذاری و قرب او را بخواهی و پس از آن با انس و نجوایت، ندای مهربان پروردگارت را پاسخ در خور گویی.

امام شهیدان حضرت سیدالشهداء(ع) پس از نماز طواف، گونه‌اش را بر مقام می‌نهاد و پی در پی چنین می‌گفت:

«عُبیدک بباک، سائلک ببابک، مسکینک ببابک».

در پایان نیز سزاوار است که آب‌ زمزم‌ را برای ‌شفای امراض جسمی و روحی(کبر، حسد، دروغ و...) بنوشی‌ و بر سر و بدن بریزی.

این‌ رمز حیات‌ معنوی ‌و تطهیر و شست وشو از همه گناهان‌ و پلیدی‌‌هاست.

‌اکنون پس از اتمام بیتوته و رسیدن به مقام عبودیت و دیدار یار، دیگر درنگ و ماندن در مکه جایز نیست و هنگام کوچ و نَفر است، که باید به دیار خود برگردی و ازآن چه روزی‌ات کرده‌اند، انفاق کنی که«مما رزقناهم ینفقون» و دیگران را برای نوشیدن از جام سرشار توحید و ولا‌یت بر سر این خوان بخوانی.

قبل از عزیمت، طواف وداع به شکرانه تولد جدید را از یاد مبر.

این است ‌برخی از حقیقت ‌و روح‌ حج، ‌که ‌از معرفت ‌آغاز و به‌ دیدار معشوق‌ و حیات‌ معنوی‌ و رویشی ‌دوباره‌ ختم می‌شد.

لازم ‌به ‌ذکر است‌ آنچه ‌گفته ‌شد، نه ‌تمام ‌حج، که ‌تنها نَمی‌ از یَم‌ و گوشه‌ای ‌از اسرار آن ‌بود. هدف این‌ بود که ‌این‌ سیر را هم‌ می‌توان ‌در حج ‌تصور کرد و گر نه ‌حج، حقیقتی ‌بسیار فراتر از این‌ها دارد.

از امام‌باقر(ع) سؤ‌ال‌شد: «لِمَ سُمّی‌الحجّ ُحجّاً؟» حضرت‌فرمود: «حجَّ فُلانٌ اَی ا‌فلَح ‌فُلانٌ»؛ یعنی ‌حج ‌سبب ‌فلاح‌، رویش‌ و رستگاری‌ می‌شود.

این ‌تعریف، تعریف ‌به ‌آثار است؛ یعنی ‌حقیقت‌ و روح ‌حج ‌و سیر اعمال‌ و آداب و احکام و آثار آن ‌به ‌گونه‌ای‌ است‌ که ‌انسان‌ را مفلح‌ و رستگار می‌سازد.

حج؛ تولد و رویش‌ دوبارهِ‌ انسان‌ و آغازی‌ است بر یک‌ پایان‌.