غفرانگه رب

تأمّلی در آداب و اعمال حج(2)
نویسنده : معین حج - ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱۸
 

سیر اعمال‌ حج، سیرحرکت و سلوک‌ انسان‌ است. به جاست است‌ در این‌ سیر و رمز و راز آن‌ بیشتر تأمل‌ شود.

لذا در ادامه مطلب، به برخی نکات در اعمال دیگر حج می‌‌پردازیم.


دوم: وقوف در عرفات‌

عرفات‌ جمع‌ «عرفه» و به‌ معنای‌ شناخت‌ و عرفان‌ است.

از اول‌ ظهر تا ابتدای‌ غروب‌ شرعی‌ باید در این‌ مکان‌ وقوف‌ کرد.

وقوف‌ و درنگ،‌ زمینه‌ ساز معرفت‌ است که «الحج عرفة». با درنگ‌ در این‌ سرزمین،‌ انسان‌ باید به معرفتی عمیق، ریشه‌دار و کامل دست یابد. معرفتی‌ به‌ انسان، رب و دنیا؛ انسان و مقصدش، ربّ و انعامش، دنیا و حقارتش.

الف) معرفت‌ به‌ انسان‌

آدمی‌ با توجه‌ به ‌فقر وجودیش و با توجه به ترکیب استعدادهایش هم رب غنی را می‌‌یابد و هم جایگاه دیگری بیش از هفتاد سال دنیا را می‌‌طلبد؛ چه اینکه اگر او برای همین محدوده بود غرائز برایش کافی بود، پروردگار این‌ استعدادهای‌ فراوان‌ را برای‌ مقصد دیگری‌ آفریده‌ است‌ و آن،‌ حرکت‌ و پرواز در ملکوت‌ اعلی‌ و رسیدن‌ به‌ جوار قرب‌ خویش و جنة اللقاء است(یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی).

مرغ‌ باغ‌ ملکوتم‌ نیم‌ از عالم‌ خاک‌ *** چند روزی‌ قفسی‌ ساخته‌اند از بدنم‌

این فقر و این استمرار و بلندی راه تا قرب خدا، آدمی را با وحی و رسالت و با امامت و ولا‌یت پیوند می‌‌دهد و او را مضطر به آنها می‌‌سازد.

ب) معرفت‌ به‌ رب‌

توجه به نعمت‌های فراوانی که خدا به انسان ارزانی داشته و امکانات بی‌حسابی که به پای او ریخته؛ آدمی را دلدادهِ او می‌‌کند و با‌ عظمت، رحمت، لطف، زیبایی، اقتدار و بزرگی‌ او بیشتر آشنایش می‌کند؛ تا آن‌جا که نه تنها اطاعت او را گردن می‌‌گذارد که به دعا و طلب برخاسته و قرب و انس بیشتر او را خواهان می‌‌شود.

ج) معرفت‌ به‌ دنیا

دنیا مقصد نیست؛ هدف‌ نیست، پلی‌ است‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ مقصد.

«الدنیا دار ممرٍّ لا دار مقرٍّ».

دنیا کلاس‌ درس‌ است، کوره‌ است. باید درسش‌ را آموخت‌ و ناخالصی‌های‌ خود را ذوب‌ کرد، باید از آن برای راه بلندی که در پیش داریم، توشه برگیریم(فخذوا من ممرّکم لمقرّکم) و آماده پرواز برای سفری به وسعت آخرت‌ شویم .باید از این فرصت اندک بهره گرفت که مثال‌ آدمی‌ در دنیا، مثال‌ کسی‌ است‌ که‌ چمدان‌ خود را در ماشین‌ گذاشته‌ ودر صف ایستاده،‌ تا ماشین‌ برسد و سوار شود و برود.بهره گرفتن از این فرصت اندک و توشه برگرفتن از آن برای مقصودی که در پیش داریم، آن‌هم در دنیایی که علم نظمش را تجربه کرده و نمی‌توان بی‌حساب و کتاب برخورد کرد، بدون امام محال است و غرامت سنگینی دارد.

با این معارف، آدمی هم به تضرع و استغاثه می‌افتد و به طلب و دعا بر می‌‌خیزد و هم می‌یابد در هر مقامی که باشد باز در برابر عنایات حق و راه بلندی که تا قرب خدا در پیش دارد، از ذنوب و کوتاهی هایی برخوردار است.

«و ما قدر عملی فی جنب نعمک و إحسانک»،

«الهی من کانت محاسنه مساوی فکیف لا‌تکون مساویه مساوی و من کانت حقایقه دعاوی فکیف لا‌ تکون دعاویه دعاوی».

همین است که در این سرزمین، آدم(ع) به گناه خود اعتراف می‌‌کند و به ابراهیم(ع) نیز می‌گویند:

«إعتَرِف بِذَنبِک و أعرِف مَنَاسِکَک»؛

در این‌جا به گناه خود اعتراف کن و با مناسک خود آشنا شو.

طرفه آنکه، وقوف عرفات در روز است و مشعر در شب؛ چون عرفات مرحله آگاهی است و چشم می‌‌خواهد و روشنایی (نظر)، معارف هم بیّن است و روشن و روشنگر، اما شعور مرحله خودآگاهی است، قدرت فهم است، فکر می‌‌خواهد وشهود ذهنی(بصر).

ادامه دارد...

(منبع: حج ابراهیمی، حج مهدوی)