غفرانگه رب

تاریخچه فدک و غصب آن و دست به دست شدنش در تاریخ
نویسنده : معین حج - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢۱
 

حتما شما دوستان در مورد فدک و غصب فدک از حضرت زهرا(س) زیاد شنیده‌‌اید.

اما در مورد خود فدک چه می‌‌دانید؟ مطالبی خواندنی در مورد فدک را در ادامه مطلب بخوانید.



فدک یکى از دهکده‏‌‌هاى آباد و حاصل‏خیز نزدیک خیبر است و تا مدینه 140 کیلومتر فاصله دارد.

در سال هفتم هجرت قلعه‏ هاى خیبر یکى‏ پس از دیگرى فتح شد و قدرت مرکزى یهود در هم‏ شکست.

ساکنان فدک با پیامبر اسلام(ص) جنگیدند وتسلیم شدند و در برابر پیامبر (ص) متعهد شدند که نیمى از زمین‏‌‌ها و باغ‌‌‏هاى خود را به آن حضرت واگذار کنند و نیمى دیگر را براى خود نگهدارند و در عین حال کشاورزىِ سهم پیامبر(ص) را هم به عهده گرفتند و در برابر آن حقى دریافت مى‌‌‏کردند.

سرزمین‌‌‏هایى که بدون هجوم نظامى به دست مسلمانان مى ‏افتد متعلّق به رسول خدا(ص) مى‌‌‏باشد و اختیار آنها به دست آن حضرت است.

وقتى آیه «وَآتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً»(اسراء: آیه 26) نازل شد، پیامبر اسلام دخترش فاطمه را خواست و فدک را به او داد. (مجمع البیان، ج 3، ص 411؛ شرح ابن ابى الحدید، ج 16، ص 248.)

پس از رحلت پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه را از فدک محروم کردند و آن حضرت براى پس‏ گرفتن فدک بسیار تلاش کرد، ولى دستگاه خلافت راضى به پس دادن فدک نشد.

حضرت فاطمه(س) در زمان خلافت ابوبکر از فدک محروم شد و پس از آنکه معاویه بر سر کار آمد، فدک را میان مروان، عمرو بن عثمان و پسرش یزید تقسیم کرد.

در دوران خلافت مروان، همه فدک در اختیار او قرار گرفت و او فدک را به پسرش عبدالعزیز داد. عبدالعزیز نیز فدک را به پسرش عمر داد.

عمر بن عبدالعزیز فدک را به فرزندان حضرت فاطمه(س) برگردانید.

پس از درگذشت عمر بن عبدالعزیز، فدک در اختیار خلفاى بعدى قرار گرفت و تا روزى که حکومت امویان ادامه داشت، در اختیار آنان ماند.

وقتى حکومت به بنى عباس رسید، سفّاح آن را به عبدالله بن الحسن برگرداند.

پس از سفاح، منصور دوانقى فدک را از دست فرزندان زهرا گرفت.

فرزند منصور، مهدى، فدک را به فرزندان زهرا باز گردانید. پس از مهدى، هارون دوباره فدک را از فرزندان زهرا پس گرفت.

وقتى خلافت به مأمون عباسى رسید، به طور رسمى فدک را به اولاد حضرت زهرا بازگردانید.

پس از مأمون نیز وضعیت فدک چنین بود، گاهى بر مى‏‌‌گرداندند و گاهى پس مى‌‌‏گرفتند. فدک یک مسئله سیاسى به حساب مى‌‌‏آمد نه مسئله انتفاعى و اقتصادى.

خلفاى عباسى و اموى نیاز به درآمد فدک نداشتند و براى همین وقتى عمر بن عبدالعزیز فدک را به اولاد فاطمه برگردانید، بنى امیه او را توبیخ کردند و گفتند: تو با این کارت ابوبکر و عمر را تخطئه کردى.(شهید آیةالله سید محمدباقر صدر، فدک در تاریخ، ترجمه عابدى، چاپ اول، 1360، انتشارات روزبه؛ فروغ ابدیت، ج 2، ص 669؛ نهج‏‌‌البلاغه فیض الاسلام، ج 5، ص 968 به بعد.)

مسلم بن حجّاج نیشابورى در کتاب معروفش «صحیح مسلم» داستان مطالبه فدک را از سوى حضرت فاطمه(سلام‌‌‏ الله علیها) به طور مشروح آورده و از عایشه نقل مى‏‌‌کند که آن حضرت پس از امتناع خلیفه از پس دادن فدک، از او قهر کرد و تا وفات حتى یک کلمه هم با ابوبکر سخن نگفت.(صحیح مسلم، ج 3، ص 1380، حدیث 52، کتاب الجهاد)

در نهج ‏البلاغه درباره فدک چنین آمده است: از میان آنچه آسمان بر آن سایه افکنده، تنها فدک در دست ما بود که گروهى بر آن بخل ورزیدند و گروهى هم از آن چشم پوشیدند و خداوند بهترین داور است.(نهج ‏البلاغه، فیض الاسلام، نامه 45)

سرانجام در دوران متوکل عباسى فدک از فاطمیان پس گرفته شد و درختان فدک به دستور شخصى به نام «عبدالله بن عمر بازیار» قطع گردید و تنها رو سیاهى آن براى بدخواهان در تاریخ باقى ماند.

ناگفته نماند که قطع درختان در حالى انجام گرفت که یازده درخت خرمایى که به دست مبارک پیامبر (ص) در آن کاشته شده بود، هنوز باقى مانده بود.

شخصى که آن درختان را قطع کرد، «بشران بن ابى امیة ثقفى» بود. که پس از بازگشت از مدینه به بصره- آن گونه که در تاریخ آمده است- فلج شد.(ر. ک: شرح نهج‏ البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 16، ص 217.)