غفرانگه رب

هدف و دلیل و اسرار اعمال حج و عمره
نویسنده : معین حج - ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۸
 

یکی از سؤالاتی که برای کسانی که به سرزمین وحی می‌‌روند پیش می‌‌آید این است که غرض از انجام این کارها چیست و چه دلیلی دارد؟

از آنجا که یک انسان مسلمان و معتقد می‌‌داند که هیچ دستور خداوند متعال بی حکمت نیست، ولی دوست دارد آن حکمت را بداند، و اسرار و راز و رمز افعال حج و عمره را بداند.

در ادامه مطلب برخی اسرار حج بصورت خلاصه و فشرده به بیان مرحوم شُبّر تقدیم می‌‌شود.


مرحوم سید عبدالله شبّر(قده) این عارف نامدار در کتاب «الاخلاق‏»؛ اسرار و راز و رمز حج را با تکیه بر روایات، در هفده فصل چنین مطرح می‏‌‌نماید:

حرکت میهمانان و زوار بیت‏ الله الحرام از سراسر جهان به عشق دیدار خانه معشوق و کعبه آمال و اجتماع آنان در سرزمین وحی در ماه ذیحجه پاسخ به دعوت شیخ‏الانبیاء «ابراهیم خلیل الرحمان‏» است.

این اجتماع بزرگ چیزی جز جلوه امت واحده نیست که خدا را حاکم بر دل و گل خود و همه جهانیان می‏‌‌دانند، اینان در ایام حج ‏با اعمال عرفانی حج فانی در حق می‏‌‌گردند تا پس از برگشت از حج مردم جهان را به خدا نزدیک کنند و جهان را خدایی نمایند.

۱– نیت ‏حج و زیارت خانه خدا

کسی که تصمیم حج و زیارت بیت‏الله الحرام را دارد، باید بداند که حج ‏بیت الله، کاری والا مرتبه است. پس باید خشنودی خداوند و تقرب به او را در نظر بگیرد و از ریاکاری دوری جوید.

در غیر این صورت، تنها اموالش را نابود کرده و غیر از خستگی و گناه، چیزی نصیبش نشده است.

قبل از سفر به خانه‌‌ی حق، باید هر آنچه را با ستم از مردم گرفته برگرداند(أدای حق الناس) و بازگشتی حقیقی کند و بر پروردگارش با دامن آلوده به گناه وارد نشود.

در سفر به سوی بیت‏ الله، سفر به سوی جهان آخرت را به یاد آورد، بلکه آن را به سفر آخرت تبدیل کند.

۲– توشه راه

زائر خانه خدا باید بداند بزودی سفری طولانی‌‌‏تر از این سفر در پی خواهد داشت، که نیاز بیشتری به ذخیره کردن اعمال صالح و نیکو دارد.

پس باید توجه کند مفاسدی همچون تظاهر و ریا، ممکن است حج او را که ذخیره سفر عظیمی است، نابود کند.

۳– وسیله سفر

باید شکرگزار صاحب‏خانه باشد که مرکبی برایش فراهم کرده است تا بارهای سنگین او را منتقل کند وگرنه خود باید بارش را به دوش می‏‌‌کشید.

باید یادآور مرکبی شود که او را به جهان آخرت منتقل می‏‌‌کند و آن مرکب، جنازه اوست.

پس تعجب و شگفتی از کسی است که برای سفر مشکوک(سفرهای این دنیا که آیا بتواند برود و یا نه؟) خود را آماده می‏‌‌کند، ولی برای سفر یقینی(مرگ‏) هیچگونه آمادگی ندارد.

۴– خرید لباس احرام

به هنگام خرید لباس احرام -دو قطعه پارچه ساده ندوخته- به یاد کفن و پیچیده شدن در آن بیافتد.

او که به زودی با دو قطعه لباس احرام در نزدیکی بیت‏ الله الحرام سراسر وجودش را می‏‌‌پوشد -یکی را لنگ و دیگری را رداء و حوله خویش قرار می‏‌‌دهد- چه بسا اجل مهلت ندهد و سفرش را به پایان نرساند و با همین دو قطعه لباس احرام، خدایش را ملاقات کند.

پس همان‏ طور که برای ملاقات خانه خدا لباسی را بر تن می‏‌‌کند که مناسب خانه الهی و مخالف تزئینات دنیوی است، بداند که بعد از مرگ با همین ‏گونه لباس به ملاقات صاحب‏‌‌خانه می‏‌‌رود.

این دو لباس -احرام و کفن- چقدر شبیه یکدیگرند!!!

۵– بیرون رفتن از شهر و دیار

سالک به سوی بیت‏ الله الحرام وقتی از شهر جدا می‏‌‌شود، باید توجه کند که سوی خداوند منان می‏‌‌رود.

پس توجه کند که در این سفر چه خواسته‏‌‌ای دارد؟! و به کجا رو می‏‌‌برد؟! و چه کسی را می‏‌‌خواهد زیارت کند؟!

و نیز به یاد سفر آخرت بیفتد که وابستگانش را برای همیشه رها می‏‌‌کند.

۶– پیمودن صحراها و کوهستانها

زائر از صحراها و کوهها عبور می‏‌‌کند تا به میقات برسد، باید سفر خویش را پس از خروج از دنیا تا رسیدن قیامت تصور کند و بداند که در این میان منزلگاههای وحشت‏ زا و درخواستهای گوناگون وجود دارد.

تنهایی زائر در راه، تنهایی ترسناک خانه قبر و سختیهای آنجا را یادآور است.

پس جهت راه خویش و زاویه‏‌‌های پرپیچ و خطرناک قبر تا قیامت، توشه و ذخیره‏‌‌ای را فراهم کند و با خود همراه داشته باشد.

۷– احرام بستن و گفتن تلبیه در میقات

حاجی و معتمر خانه کعبه باید بداند تلبیه به معنای پاسخ‏‌‌گویی به دعوت خدا است که امیدوار به پذیرش خویش باشد و از سوی دیگر؛ ترس آن را داشته باشد که از جانب حق ندایی برآید «لا لبیک و لا سعدیک‏»، تو را نپذیرفته‏‌‌ام و سعادت از آن تو نیست.

پس زائر در میقات، بین خوف و رجاء در برابر خدا می‏‌‌‌ایستد، تلبیه گفتن، شروع و نقطه‌‌ی آغازین سیر إلی الله است که جایگاهی عظیم و بزرگ دارد.

امام چهارم حضرت زین‏‌‌العابدین(علیه السلام) چون به میقات آمد تا لباس احرام بپوشد، مرکب خویش را تا نگه داشت، چهره‏‌اش زرد گشت و حالت مادی وی تغییر کرد. لرزه بر اندام مبارکش افتاد و نتوانست ذکر شریف تلبیه را بر زبان جاری کند، فرمود: من می‏‌‌ترسم پروردگارم بگوید: «لا لبیک و لا سعدیک‏»، با تأمل و زاری بسیار چون ذکر تلبیه را بر زبان جاری کرد، بیهوشی و غش بر آن حضرت عارض گشت و از روی مرکب به زمین افتاد، این حالت ‏برای آن بزرگوار تا پایان مراسم حج فراوان پیش می‏‌‌آمد.

۸– ورود به شهر مکه

به هنگام ورود به شهر مکه باید توجه نمود که به پایان حرم الهی رسیده است.

امیدوار شود که از عذاب و عقاب الهی در امان می‏‌‌گردد و در عین حال این اضطراب را داشته باشد که اهلیت نزدیکی به حرم را پیدا نکرده باشد و بدین سبب او منفور نزد خدا باشد.

پس امیدش در هر حال نزدیکی به صاحب خانه باشد که کرامت او شامل همه خواهد شد.

او حق زائرش را مراعات می‏‌‌کند و کسی را که در جوار خانه‏اش قرار گرفت ‏شریف و بزرگ می‏‌‌شمارد.

۹– نگاه به خانه کعبه

زائر خانه خدا به هنگام ورود به مسجدالحرام و نگاه به کعبه، عظمت صاحب خانه را با دل و جان درک کند و خود را در حضور او ببیند و امیدوار به ملاقات حضرت أحدیت در آخرت باشد، همان ‏طوری که در دنیا زیارت کعبه نصیبش گردید.

و نیز در آن لحظه، حرکت مردم در صحنه قیامت و رفتن آنان را به سوی بهشت تصور کند که به بعضی اجازه ورود داده می‏‌‌شود و برخی را مانع می‏‌‌گردند.

۱۰– طواف کعبه

حاجی به هنگام طواف خود را همانند فرشتگانی که در اطراف عرش الهی طواف می‏‌‌کنند بداند و توجه کند که هدف از طواف ابتدا تا انتهایش گردش دل و قلب به دور صاحب خانه است، از این‌‏رو با نام خداوند از حجرالاسود شروع می‏‌‌کند و بدان نیز ختم می‏‌‌نماید.

۱۱– لمس حجرالاسود

آنگاه که دست ‏بر روی حجرالاسود می‏‌‌کشد و آن را می‏‌‌بوسد باید بداند که با خدای کعبه بیعت می‏‌‌کند تا از هر عملی که معصیت او را به دنبال دارد دوری کند و تصمیم بر وفای به عهدش را داشته باشد، زیرا هر کس از بیعت ‏با صاحب کعبه تخلف ورزد، دچار خشم و عذابش خواهد شد.

«حجرالاسود دست‏ خداوند در روی زمین است، مردمی که با آن مصافحه می‏‌‌کنند و آن را لمس می‏‌‌نمایند گویا دست ‏خدا را لمس کرده‌‏اند، همانند شخصی که دست‏ برادرش را گرفته و کف در کف او نهاده است.»

۱۲– گرفتن پرده کعبه و تمسک جستن به ملتزم

بعد از لمس و بوسیدن حجرالاسود، با اشتیاق و رغبت ‏بیشتر به دیوار کعبه نزدیک شو و بدنت را بدان مماس گردان، به امید حفاظت و دوری از آتش جهنم؛ زیرا هر جزئی از بدن که به کعبه بچسبد از عذاب الهی مصون خواهد ماند.

پس خود را به پرده کعبه بیاویز و بیشترین درخواست را طلب مغفرت و آمرزش گناهان و ایمنی از عذاب جهنمش قرار ده، همانند خطاکاری که دامن بزرگتری را گرفته و با التماس و تضرع و درخواست عفو و بخشش رضایت آن بزرگتر را به دست می‏‌‌آورد و آینده خویش را بیمه می‏‌‌نماید.

۱۳– سعی بین دو کوه صفا و مروه

مهمان خانه خدا هنگام سعی بین صفا و مروه خود را همانند شخصی می‏‌‌‌بیند که در آستانه سلطانی در تردد است و انتظار ملاقات با او را دارد، این تردد از آن جهت است که می‏‌‌خواهد اخلاص خویش را اثبات کند و رضایت و لطف را جلب کند، در عین حال نمی‏داند او را به حضور می‏‌‌پذیرد یا نه؟

پس رفت و آمد خویش را تکرار می‏‌‌کند و چون خود صاحب‌‌خانه هفت مرتبه را معین کرده است ‏بر هفتمین بار بسنده می‏‌‌کند.

۱۴– وقوف در سرزمین عرفات

اجتماع عظیم انسانهای خداجو، مناجات و فریاد و ناله، از هر قوم و ملتی و نیز رفت و آمدهای بسیار زیاد به سوی مشاعر الهی، همچون جبل‏الرحمه و…، با توجه به اختلاف آراء پیشوایان مذاهب و پیروان آنان، إعجاب انسان را برمی‏انگیزاند. او خداجویان را در أدای این واجب الهی در سرزمین عرفات می‏‌‌بیند.

این صحنه بزرگ حاجی را به یاد صحنه قیامت می‏‌‌اندازد، او اجتماع انسانهای آغازین و آخرین را به همراهی انبیاء بزرگوار تصور می‏‌‌کند و گویا می‏‌‌بیند چگونه هر أمّتی به دنبال امام خویش است تا او را شفاعت کند.

آن هنگام با چنین تصورات زیبایی، با قلب شکسته خویش، به خدای خود توجه پیدا می‏‌‌کنی وخدا اعمال تو را در جمله قبول شدگان قرار می‏‌‌دهد، دعاهایت را مستجاب و مقبول می‏‌‌گرداند و رحمتش را بر تو نازل می‏‌‌کند، آرمانهای مقدست تحقق می‏‌‌یابد.

پس موقف عرفات از مواقف شریفه‏ای است که انسان خداجو در آن مکان عظمت‏ شرافت و بزرگی را به دست می‏‌‌آورد.

۱۵– وقوف در مزدلفه «مشعرالحرام‏»

ورود در مشعرالحرام -که جزء حرم مکی است- بعد از بیرون رفتن از حرم الهی و اجازه مجدد صاحب‌‌خانه جهت داخل شدن در حرم او، رحمت‏ بازیافته دیگری است، زیرا سرزمین عرفات خارج از محدوده حرم أمن است و مشعرالحرام جزء حرم أمن می‏‌‌باشد. در این سرزمین، بر درهای رحمت‏ خداوند نزدیک گشته‏‌ای، نسیم لطف و رحمت و مهربانی او بر تو بار دیگر می‏‌‌وزد.

۱۶– رمی جمره سرزمین منا

رمی جمره در سرزمین منا جای اطاعت محض در برابر خالق و آفریدگار است.

زائر باید اظهار بندگی کند و طوق عبودیت را بر گردن نهد و هیچ‏‌گونه وسوسه‏ای را از ناحیه نفس نپذیرد.

خود را در جایگاه أبوالانبیاء ابراهیم خلیل می‏‌‌بیند، زیرا که شیطان خواست ‏حج او را در این مکان ناخالص کند و او را گرفتار هوای نفسانی نماید.

اما خدا فرمان داد تا شیطان را از خود براند. او هم با سنگ، شیطان را از خویش دور کرد و ریشه‏های وسوسه شیطانی را خشکانید.

۱۷– قربانی در منا

حاجی به منا آمده تا قربانی کند. اما چه چیز را؟ آنچه او را، در راه ایمان ضعیف می‏‌‌‌‌کند، آنچه او را در «رفتن» به «ماندن» می‏‌‌‌‌خواند، آنچه او را در راه «مسئولیت» به تردید می‏‌‌‌‌افکند، آنچه دلبستگی‌‌اش نمی‌‌گذارد تا «پیام» را بشنود، تا حقیقت را اعتراف کند.

در زندگیت تنها یک چیز هست که برای به دست آوردنش، از بلندی فرود می‏‌‌‌‌آیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می‏‌‌‌‌دهی، آن اسماعیل تو است، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شی‌ء، یا یک حالت، یک وضع و حتی، یک «نقطه ضعف».

پس حاجی باید آن را قربانی کند تا بنده پاک و خالص خدا شود.

 

مرحوم شبّر در کتاب خود دو فصل دیگر در زیارت مدینه رسول الله(ص) دارد، که با آوردن آن أسرار و معارف مناسک را از دیدگاه آن عارف آگاه به پایان می‏‌‌رسانیم:

الف- دیدار از شهر پیامبر خدا

آنگاه که از مکه معظمه بازگشتی و به دیدار مدینه منوره پرداختی، چون چشمت‏ بر دیوارهای شهر مدینه افتاد، به یاد آور که این همان مدینه‏‌‌ای است که خداوند آن را برای پیامبرش انتخاب کرد تا بعد از هجرت در آنجا سکنی گزیند.

همان شهری است که پیامبر(ص) واجبات الهی و سیره خویش را در آنجا به اجرا گذاشت.

در آن شهر مبارزات و مجاهدتهای زیادی را علیه دشمن انجام داد.

دین و شریعت ‏خویش را کامل نمود و در آنجا به ملاقات پروردگارش شتافت و آرامگاه شریفش مزار همگان گردید.

ب- زیارت پیامبر خدا(ص) و ائمه معصومین(علیهم السلام)

زائر پیامبر خدا و ائمه بقیع(صلوات الله علیهم) به هنگام ورود به حرم لازم است ‏با طهارت، خاضعانه و خاشعانه در برابر قبر و ضریح آنان بایستد و آنان را زیارت کند.

توجه داشته باش آنان از حضور تو آگاه هستند؛ ایستادن، نشستن و زیارت تو را می‏‌‌بینند. سلام و درود تو را دریافت می‏‌‌دارند و به جای خود می‏‌‌رسانند.

پس آنان را زنده در آرامگاه خویش بدان و آن‏گونه زیارت کن که در حال حیاتشان به خدمت می‏‌‌‌‌رسیدی.

مقام والایشان را در ذهن خود تصور کن. کلمات زیبا و موعظه‏های شیرین و دلنشین و نصیحتهای شفابخششان را به یادآور و همه را به گوش جان بشنو.

زیرا که هدایتشان سعادت‌‌بخش و آرامش آفرین بوده و خواهد بود.