غفرانگه رب

راهکارهایی برای زیبا سخن گفتن
نویسنده : معین حج - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱۳
 

همانا سخن زیبا، مال و ثروت را زیاد می‏‌‌‌‌کند، روزی را افزایش می‏‌‌‌‌‏دهد، مرگ را به تأخیر می‏‌‌‌‌اندازد، آدمی را محبوب خانواده‏‌‌اش می‏‌‌‌‌سازد و او را وارد بهشت می‏‌‌‌‌کند.

پس چرا برخی افراد بجای نیکو سخن گفتن، روش دیگری را برای شیوه گفتاری خود بر می‌‌گزینند؟


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج به نقل از قدس آنلاین، آداب و شیوه سخن گفتن امری است که بسیاری از افراد جامعه شاید نسبت به آن توجهی نداشته باشند ولی می‏‌‌‌‌توان این مهم را از جمله اساس تمدن بشریت برشمرد که ساختار آن را می‏‌‌‌‌توان از جمله ارکان بستر هدایت هر پیشوایی عنوان کرد که بسیاری از این بزرگواران در ابتدا در پی آموختن این مهم به بشریت بوده‌اند.

از جمله نعمت‏های پر ارج و گرانقدری که آفریدگار جهان به انسان‏ عطا کرده و مایه‌‌ی اصلی آن را با سرشت بشر در آمیخته، «قدرت بیان» است، چنانچه خدای حکیم، بعد از مسأله‌‌ی آفرینش انسان از نعمت بیان سخن گفته و می‌‌‌‌فرماید: اَلرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسَانَ عَلَّمَهُ الْبَیَانَ؛ خداوند رحمان، قرآن را تعلیم داد، انسان را آفرید و به او «بیان» آموخت.

در پرتو این ‏نعمت، علوم نظری و تجارب عملی انسان‏ها به یکدیگر منتقل می‏‌‌‌‌شود.

انسان با قدرت بیان و به وسیله‌‌ی سخن، معلوماتی را که در باطن‏ اندوخته، ظاهر می‏‌‌‌‌سازد و نهفته‏‌های درونی خود را آشکار می‏‌‌‌‌سازد و آنچه ‏را که خود ادراک کرده، به دیگران منتقل می‏‌‌‌‌سازد.

از این رو، می‏‌‌‌‌توان‏ گفت: سخن به منزله‌‌ی پلی است که مغزهای جدا از هم را به یکدیگر پیوند می‏‌‌‌‌زند و کالای ارزشمند علم را از این راه به مغزها می‏‌‌‌‌رساند و دیگران رانیز عالم و آگاه می‏‌‌‌‌کند.

از امام سجّاد(علیه‌‌السلام) پرسیدند: از سخن و سکوت کدام‏ یک بر دیگری برتری دارد؟ حضرت در پاسخ فرمودند: برای هر یک از این دو آفت‏هایی است، ولی اگر از آفت مصون و سالم‏ باشند، سخن افضل و برتر است، زیرا خداوند هیچ یک از پیامبرانش را به‏ سکوت مبعوث نکرده است، بلکه آن‏ها مأموریّت داشتند با مردم سخن‏ بگویند و با بیان خود آنان را به صلاح و رستگاری دعوت کنند و نیز هیچ‏کس با سکوت مستحقّ بهشت و لایق ولایت الهی نمی‏‌‌شود و از عذاب ‏دوزخ مصون نمی‏‌‌ماند، نیل به رحمت الهی و نجات از عذاب او در پرتو سخن ‏گفتن است.

روشن است که این نعمت ارزشمند به همان می‏‌‌‌‌زان که در ترقّی و کمال‏ آدمی مؤثّر است، در صورت عدم کنترل نیز، موجب سقوط و تباهی او می‏‌‌‌‌شود. چنانچه از امام علی(علیه السلام) پرسیدند: زیباترین مخلوقات خدا کدام است؟

فرمودند: «سخن».

پرسیدند: زشت‏‌ترین آن‏ها کدام است؟

باز هم فرمودند: سخن.

سپس فرمودند: بِالْکَلاَمِ ابْیَضَّتِ الْوُجُوهُ وَ بِالْکَلاَمِ اسْوَدَّتِ الْوُجُوهُ؛ چهره‏‌ها با سخن سفید می‏‌‌‌‌شوند و با سخن سیاه می‏‌‌‌‌گردند.

کنایه از این که عدّه ‏ای به‏ خاطر سخن سنجیده و وزین خود، روسفید می‏‌‌‌‌شوند و عدّه‏ ای به دلیل بیهوده‏ گویی، پرگویی، غیبت، دروغ وغیره روسیاه‏ و سرافکنده می‏‌‌‌‌گردند.

 

ویژگی‏‌های سخن زیبا

باید توجّه داشت که قدرت بیان با آن که ازنعمت‏‌های گرانقدر خداوند و از خصایص انسان است و فواید بسیاری در راه تعالی و تکامل آدمی از نظر نشر معارف دینی، گسترش علوم، اندرزهای حکیمانه، تذکّرات دوستانه و نیازهای زندگی دربردارد، لیکن‏ می‏‌‌‌‌تواند منشأ بسیاری از زیان‏‌های مادّی و معنوی باشد و بدبختی‏ های‏ غیرقابل جبران به بار آورد، از این رو شاید اشاره به گوشه ای از ویژگی‏‌های سخن زیبا باشد که ‏آن‏ها را در معاشرت‏‌های اجتماعی، مورد توجّه قرار دهیم، تا از آثار و برکات آن در زندگی بهره ‏مند شویم.

 

برخاسته از فکر و اندیشه

قدرت تفکّر و اندیشه یکی ازگران‏بهاترین نعمت‏‌های الهی بوده و شایسته است که انسان قبل از هرکاری درباره‌‌ی پیامدهای آن به خوبی بیندیشد و جوانب نیک و بد آن را درست ارزیابی کند و چنانچه انجام آن را مصلحت دید، اقدام نماید وگرنه‏ از انجام آن چشم بپوشد.

روشن است که سخن ‏گفتن نیز از این قاعده‏ مستثنا نیست. نسنجیده سخن‏ گفتن، علاوه بر زشتی ظاهری چه ‏بسا موجب ‏بی‏ آبرویی و رسوایی گوینده شده، نشانه‌ی حماقت و نادانی او به حساب ‏آید و خطراتی را برایش به بار آورد، یا ضرری را متوجّه او سازد.

از این رو امیرالمومنین علی(عَلیه السَلام) فرموده اند: فَکِّرْثُمَّ تَکَلَّمْ تَسْلَمْ مِنَ الزَّلَلِ؛ بیندیش، سپس سخن بگو تا از لغزش‏ها در امان باشی، و در سخنی دیگر اندیشه‌‌ی پیش از سخن را نشانه‌ی خردمندی و ناپخته ‏سخن‏ گفتن را علامت بی‏خردی دانسته، می‏‌‌‌‌فرمایند: لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ؛ زبان خردمند در آن سوی قلب اوست، ولی قلب اَبله در آن سوی زبان او.

آورده ‏اند که مردی پارچه‏ ای زربفت و گران‏بها بافته بود. با خود ندیشید که خوب است این طاقه‌‌ی زربفت را به سلطان هدیه کنم و جایزه ‏ای‏ بگیرم. از این رو، به دربار سلطان شتافت، اجازه‌‌ی ورود خواست و طاقه‌ی زربفت را تقدیم کرد. سلطان که از آن اثر هنری زیبا، خوشحال و شگفت‏ زده شده بود، از اطرافیان خود برای چگونگی استفاده از آن نظرخواست. یکی از آنان گفت: «این پارچه برای انداختن روی مرکب شما مناسب است.» دیگری آن را برای پوشش تخت سلطنت مناسب‏‌تر دانست. سومی گفت: «برای پرده‌‌ی درب کاخ سلطنتی شایسته ‏تر است.»

در این می‏‌‌‌‌ان سلطان گفت: «خوب است نظر بافنده‌‌ی هنرمند را نیز جویا شویم، شاید نظر برتری داشته باشد.» آن‏گاه رو به مرد پارچه ‏باف کرد و پرسید: «این‏ پارچهٔ زربفت برای چه مصرفی مناسب‏‌تر است؟»

مرد بیچاره بدون آن ‏که عاقبت کار خویش و موقعیّت مجلس را بسنجد، گفت: «قربان! به نظر حقیر، این پارچه فقط برای انداختن روی جنازه‌‌ی پادشاه مناسب است.

 

همراه با ادب اسلامی

شایسته است که انسان در هنگام سخن‏ گفتن، ادب اسلامی را رعایت ‏کند، یعنی طوری حرف بزند که در سخن او نه ‏تنها به شخصیّت دیگران‏ اهانتی شود، بلکه مقصود خود را در نهایت احترام و فروتنی ابراز کند. از عباس عموی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) پرسیدند: شما بزرگ ‏ترید یا رسول‏ خدا؟

عبّاس که سنّش از پیامبر(صلی الله علیه و آله) بیش‏تر بود، در پاسخ گفت: «رسول خدا بزرگ ‏تر است، ولی من پیش از ایشان متولّد شده‏ ام. گاهی لازم می‏‌‌‌‌شود که انسان سخن حقّی را بگوید که ذهن شنونده‏ آمادگی شنیدن آن را ندارد و یا زمینه‌‌ی برداشت منفی در سخن او هست.

دراین صورت نیز انسان باید سخن را به گونه‏ ای ادا کند و الفاظ را در قالبی‏ بریزد که می‏‌‌‌‌زان بازتاب منفی و تنش ایجاد شده به حدّاقل برسد. نقل شده است که یکی از خلفای عبّاسی، خواب وحشتناکی دید.

پس معبّری(تعبیر کننده خوابی) را احضار کرده و خواب خود را برای او بازگفت تا آن را تعبیر کند.

معبّر گفت: «تعبیر این خواب آن است که قبل از فرارسیدن زمان مرگ خلیفه، همه‌‌ی خویشاوندانش خواهند مُرد و و مرگ خلیفه بعد از مرگ آنان واقع خواهد شد.»

خلیفه از این سخن برآشفت، او را از نزد خود راند و معبّر دیگری را احضار کرد.

معبّر دوم پس از شنیدن خواب خلیفه گفت: «تعبیر خواب‏ شما این است که خداوند به شما عمری طولانی عطا می‏‌‌‌‌کند، به طوری که‏ عمر شما از همه‌‌ی خویشاوندانتان طولانی‌‌تر می‏‌‌‌‌شود.»

خلیفه او را نوازش کرد و جایزه ‏ای بدو بخشید.

چنان که ملاحظه شد، محتوای سخن هر دو یکی است، لیکن دوّمی‏ چون در گفتار خود ادب را مراعات کرد سخنش مقبول واقع شد.

 

راست و همراه با عمل

ملاک زیبایی سخن، تنها زیبایی لفظ و ظاهر نیست، بلکه لازم است، عمل انسان نیز گفته‏ اش را تصدیق کند و این زمانی است که گوینده به وسیله‌‌ی سخن، ادّعایی را مطرح کند. مثلاً درقالب زیباترین الفاظ، دَم از وفا و محبّت بزند. چنین سخنی را اگر عمل او تصدیق نکند، سخنی از سر نفاق و تزویر خواهد بود و دیگر نمی‏توان آن‏ را سخن زیبا نامید.

قرآن در این باره می‏‌‌‌‌فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذیِنَ َأمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَتَعْمَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ‏ أَنْ تَقُولُوا مَا لاَ تَفْعَلُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید، چرا سخنانی می‏‌‌‌‌گویید که انجام نمی‏دهید.

این گناه بزرگی‏است در نزد خدا، که بگویید آنچه را که به جا نمی‌‏آورید(سوره صفّ: آیات ۲- ۳) و نیز سخن باید از روی صدق و راستی بوده و با واقع مطابقت داشته‏ باشد و این در جایی است که گوینده در مقام ارائه‌‌ی خبر باشد. خبر دروغ را هرچند فصیح و زیبا بیان کنند، زشتی دروغ، زیبایی ظاهری‏ اش را تحت الشعاع ‏قرار خواهد داد.

امام علی(عَلیه السَلام) می‏‌‌‌‌فرمایند: شَرُّ الْقَوْلِ الْکِذْبُ؛ بدترین سخن، دروغ است، و نیز سخن باید مبتنی بر حق باشد. سخنی که باطلی را ترویج می‏‌‌‌‌کند، درصدد کتمان حقیقتی‏ است، هر اندازه هم زیبا بیان شود، چون دربردارنده‌‌ی پیام پلیدی است، زیبا نخواهد بود.

در ماجرای جنگ صفّین وقتی خوارج گمراه، از غوغای حکمیّت، طرفی‏ نبستند و حَکَم تحمیلی آنان - ابوموسی‏ََ اشعری - در مذاکره با عمرو عاص‏ شکست خورد، شعار «لاَ حُکْمَ اِلاَّ لِلّه؛ حکم و فرمان جز برای خدا نیست، را سردادند. وقتی این شعار خوارج‏ به‏ گوش امیرمؤمنان علی(عَلیه السَلام) رسید، فرمودند: کَلِمَةُ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا الْبَاطِلُ.

 

آثار خوش زبانی

سخن زیبا، آثار و برکات زیادی دارد و کسی که زبان خود را به ‏زیباگویی عادت دهد، از این برکات، بهره‏ مند خواهد شد. امام زین العابدین(عَلیه السَلام) به پنج نمونه از آن آثار اشاره فرموده است: اَلْقَوْلُ الْحَسَنُ یُثْرِی الْمَالَ، وَ یُنْمِی الرِّزْقَ، وَ یُنْسی‏ِِ فِی الْاَجَلِ، وَیُحَبِّبُ اِلَی الْاَهْلِ‏وَ یُدْخِلُ الْجَنَّةَ؛ سخن زیبا، مال و ثروت را زیاد می‏‌‌‌‌کند، روزی را افزایش می‏‌‌‌‌دهد، مرگ رابه تأخیر می‏‌‌‌‌اندازد، آدمی را محبوب خانواده‏ اش می‏‌‌‌‌سازد و او را وارد بهشت‏ می‏‌‌‌‌کند.

امام علی(علیه السلام) نیز در دو روایت، خوش‏زبانی را موجب ازدیاد دوستان، کم ‏شدن دشمنان و ایمنی از سرزنش‏‌ها معرّفی می‏‌‌‌‌نمایند: عَوِّد لِسَانَکَ لیِنَ الْکَلاَمِ وَ بَذْلَ السَّلاَمِ، یَکْثُرْ مُحِبُّوکَ وَ یَقِلَ‏ مُبْغِضُوکَ؛ زبانت را به نرم‏گویی و سلام‏ دادن عادت ده تا دوستان تو بسیار و دشمنانت اندک شود،

و نیز فرموده اند: عَوِّد لِسَانَکَ حُسْنَ الْکَلاَمِ تَأْمَنِ الْمَلاَمَ؛ بد زبانی و آثار آن آفت‏‌ها و آسیب‏‌های زبان از مسائل مهمّی است که باید به طور جدّی ‏به آن توجّه کرد و بدزبانی یکی از عمده ‏ترین آن‏هاست و نشانه‌‌ی پَستی وانحطاط اخلاقی است.

در لابه‏ لای کلمات اولیای دین، آثار روانی، اجتماعی و عقوبت اخروی این صفت نکوهیده تصریح شده است. حضرت علی(علیه السَلام) در این باره بیان داشته اند: إِیَّاکَ وَ مَا یُسْتَهْجَنُ مِنَ الْکَلاَمِ، فَإِنَّهُ یَجْلِسُ عَلَیْکَ اللِّئَامَ وَ یُنَفِّرُعَنْکَ الْکِرَامَ؛ از سخن زشت و رکیک بپرهیز، زیرا زشت‏گویی، فرومایگان را در اطرافت ‏نگاه می‏‌‌‌‌دارد و عناصر شریف و بزرگوار را از گردت پراکنده می‏‌‌‌‌کند.

بدبختانه بعضی از افراد بر اثر معاشرت با اشخاص بد زبان و فحّاش، چنان به بدزبانی و دشنام‏ گویی خو می‏‌‌‌‌گیرند، که حتّی‏ََ در ملاقات‏‌های عادّی ‏و در ضمن احوال ‏پرسی، سخن خود را با لغات زشت می‏‌‌‌‌آمیزند.

به اینان باید توجّه داد که تمام کلماتی که می‏‌‌‌‌گویند در نامه‌‌ی عملشان ثبت می‏‌‌‌‌شود و در قیامت مورد بازخواست قرار می‏‌‌‌‌گیرند، چنانچه رسول خدا حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) فرموده‌‌اند: مَنْ لَمْ یَحْسَبْ کَلاَمَهُ مِنْ عَمَلِهِ کَثُرَتْ خَطَایَاهُ وَ حَضَرَ عَذَابُهُ؛ کسی که سخن خود را جزو اعمالش به حساب نیاورد(و بی‏ پروا حرف ‏بزند)، لغزش‏ هایش بسیار و عذابش نزدیک شده است.

 

منابع:

۱-علامه مجلسی. بحارالانوار، ج ۷۱:۲۷۴، ۳۱۰؛ ج ۷۸:۵۵.

۲- آمدی. شرح غررالحکم، ج ۴، ۳۲۹، ۵۰۶.

۳-ابن عبد ربه. عِقدُ الفرید، ج ۲:۲۶۲.

۴-نقش زبان در سرنوشت انسان‏ها، مهدی فقیه ایمانی: ۳۸۴.

۵- مهدی عزیزان. آداب‏ معاشرت: ۷۷-۷۹، ۸۳، ۸۵، ۸۹.