غفرانگه رب

ولادت امام رضا(ع) تبریک و تهنیت باد
نویسنده : معین حج - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٥
 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ

وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ صَلاةً کَثِیرَةً تَامَّةً زَاکِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً

کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ

ولادت امام رضا(ع)

ولادت با سعادت ثامن الحجج، حضرت علی بن موسی الرّضا(علیهما‌‌السّلام)

بر حضرت بقیّة الله الأعظم(عج) و تمام شیعیان تبریک و تهنیت باد.

دو داستان خواندنی و ارزشمند از حضرتش تقدیم دوستان ارجمند می‌‌شود.


داستان اول:

یکى از اصحاب امام رضا(ع) به نام معمّر بن خلاد حکایت نماید:

هر موقع سفره غذا براى آن حضرت پهن مى‌‌گردید، کنار آن سفره نیز یک سینى آورده مى‌‌شد.

پس امام(ع) از هر نوع غذا، مقدارى بر مى‌‌داشت و داخل آن سینى قرار مى‌‌داد و به یکى از غلامان خود مى‌‌فرمود که تحویل فقراء و تهى دستان داده شود.

سپس به دنباله آن، این آیه شریفه قرآن: «فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ» را تلاوت مى‌‌نمود؛ و مى‌‌فرمود: خداوند عزّوجلّ مى‌‌داند که هر انسانى براى کسب مقامات عالیه بهشت، توان آزاد کردن غلام و بنده را ندارد.

به همین جهت، اطعام دادن و سیر گرداندن افراد را وسیله اى براى ورود به بهشت قرار داده است.(1)

 

داستان دوم:

سلیمان بن جعفر(که یکى از اصحاب حضرت علىّ بن موسى الرّضا(علیهماالسلام) است) حکایت کند:

یکى از نوادگان امام سجّاد(ع) - به نام علىّ بن عبیدالله - مشتاق دیدار و زیارت امام رضا(ع) بود، به او گفتم: چه چیزى مانع از رفتن به محضر شریف آن حضرت مى‌‌باشد؟

پاسخ داد: هیبت و جلالت آن بزرگوار مانع من گردیده است.

این موضوع سپرى گشت، تا آن که روزى مختصرکسالتى بر وجود مبارک امام(ع) عارض شد و مردم به عیادت و ملاقات آن حضرت مى‌‌آمدند.

پس به آن شخص گفتم: فرصت مناسبى پیش آمده است و تو نیز به همراه دیگر افراد به دیدار و ملاقات آن حضرت برو، که فرصت خوبى خواهد بود.

لذا علىّ بن عبیدالله به عیادت و دیدار امام رضا(ع) رفت و با مشاهده آن حضرت بسیار مسرور و خوشحال گردید.

مدّتى از این دیدار گذشت و اتّفاقا علىّ بن عبیدالله روزى مریض شد؛ و چون خبر به امام(ع) رسید، حضرت جهت عیادت از او حرکت نمود؛ و من نیز همراه آن بزرگوار به راه افتادم، چون وارد منزل او شدیم، حضرت مختصرى کنار بستر او نشست و از او دلجوئى نمود.

و پس از گذشت لحظاتى که از منزل خارج شدیم، یکى از بستگان آن شخص گفت: همسر علىّ بن عبیدالله بعد از شما وارد اتاق شد و جایگاه جلوس حضرت رضا(ع) را مى‌‌بوسید و بدن خود را به وسیله آن محلّ تبرّک مى‌‌نمود.(2)

 ----------------------------------

1) بحارالأنوار 49: 97.

2) اختیارمعرفة الرّجال: ص495، ح 485.