غفرانگه رب

تبریک ولادت امام حسن(ع) و کلماتی گهربار از حضرتش
نویسنده : معین حج - ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۱
 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَبیبَ اللهِ

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صِفْوَةَ اللهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ

 ولادت امام حسن مجتبی

ولادت با سعادت سبط اکبر رسول خدا(ص)، دومین امام بر حق،

کریم اهل بیت؛ امام حسن مجتبی(ع)

بر امام زمان(ع) و تمام مسلمانان تبریک و تهنیت باد

در ادامه مطلب احادیثی بسیار زیبا و خواندنی و سعادتبخش از حضرتش را بخوانیم.


احادیثی گهربار و سعادتبخش از امام حسن مجتبی(ع)

قَالَ الحَسَنُ بنُ عَلِیّ(علیهماالسلام):

«أَیُّهَا النّاسُ اِعْقِلُوا عَنْ رَبِّکُمْ، إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وآلَ إبراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى العالَمینَ، ذُرِّیَةً بَعْضُها مِنْ بَعْض وَاللهُ سَمیعٌ عَلیمٌ، فَنَحْنُ الذُرِّیَةُ مِنْ آدَمَ وَالأُسْرَةُ مِنْ نُوح، وَالصَّفْوَةُ مِنْ إبراهیمَ، وَالسُّلالَةُ مِنْ إسماعیلَ وَآلُ مُحَمَّد وَ نحْنُ فیکُمْ کَالسَماءِ المَرْفُوعَةِ وَالأرْضِ المَدْحُوَّةِ وَالشَمْسُ الضاحِیَةِ وَکَالشَجَرَةِ الزَّیْتُونَةِ، لا شَرْقِیَّةٌ وَلا غَربیَّةٌ الَّتى زَیْتُها النَبِیٌّ صلّى الله علیه وآله وسلّم وَعَلِىٌّ فَرْعُها، وَنَحْنُ وَاللهِ ثَمَرَةُ تِلْکَ الشَجَرَةِ، فَمَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْن مِنْ أَغْصانِها نَجَى وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْها فَإلَى النّارِ هَوى»؛(العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة: 32)

 

اى مردم علم و معرفت را از پروردگار خود بیاموزید. همانا خداوند بزرگ آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را براى جهانیان، به پیامبرى برگزید، آنان دودمانى بودند که (پاکى، تقوا، و فضیلت را) بعضى از بعض دیگر گرفته بودند. خداوند (از کوششهاى آنان در راه رسالت) شنوا و داناست.

مردم! ما اهل بیت از فرزندان آدم و دودمان نوح و فرزندان برگزیده ابراهیم و تبار اسماعیلیم، ما آل محمد، در میان شما همانند آسمان بلند و همچون زمین گسترده و مثل خورشید پر فروغیم. همانند درخت زیتونیم که نه به شرق مایل است نه به غرب. درختى که ریشه‌‌اش رسول خدا(ص) است و شاخه‌‌اش على بن ابى طالب(ع) سوگند به خدا ما اهلبیت میوه آن درختیم، پس هر کس به یکى از شاخه هاى آن چنگ زند نجات پیدا مى‌‌کند (سعادتمند است) و هر کس از آن جدا شود جایگاهش آتش است.

 

قالَ الْحَسَن(علیه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: «یا بُنَیَّ لا تُواخِ اَحَدًا حَتّی تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبطْتَ الْخُبْرَهَ وَ رَضیتَ الْعِشْرَهَ فَآخِهِ عَلی إِقالَهِ الْعَثْرَهِ وَ الْمُواساهِ فِی الْعُسْرَهِ»؛(بحار الأنوار 75: 105)

 

امام حسن(علیه السلام) به یکی از فرزندانش فرمود: ای پسرم! با هیچکس دوستی مکن مگر اینکه بدانی کجاها می‌‌رود و کجاها می‌‌آید، و چون از حالش خوب آگاه شدی و معاشرتش را پسندیدی با او برادری کن به شرط این که معاشرت، بر اساس چشم پوشی از لغزش و همراهی در سختی باشد.

 

«مَنْ أَدَامَ الإخْتِلَافَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصَابَ إِحْدَى ثَمَانٍ: آیَةً مُحْکَمَةً وَ أَخاً مُسْتَفَاداً وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً وَ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً وَ کَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدَى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْکَ الذُّنُوبِ حَیَاءً أَوْ خَشْیَةً»؛(تحف العقول:235)

 

هر کس پیوسته به مسجد رود به یکی از این هشت فایده می‌‌رسد:

1ـ نشانه‌‌ای استوار(فهم آیات الهی)،

2ـ دوستی قابل استفاده،

3ـ دانشی تازه،

4ـ رحمتی مورد انتظار،

5ـ سخنی که به راه راستش کشد،

6ـ یا سخنی که او را از پستی برهاند،

7ـ و ترک گناهان به خاطر شرم از خدا،

8ـ یا ترک گناهان به خاطر خوف از خدا.

 

«إِنَّ اَبْصَرَ الاَبـْصارِ ما نَفَذَ فِی الخَیرِ مَذْهَبُهُ، وَ اَسْمَعُ الاَْسـْماعِ ما وَعَی التَّذْکیرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ، اَسْلَمُ الْقُلُوبِ ما طَهُرَ مِنَ الشُّبُهاتِ»؛(بحار الأنوار 75: 109)

 

همانا بیناترین دیده‌‌ها آن است که در طریق خیر نفوذ کند، و شنواترین گوشها آن است که پند و اندرز را در خود فرا گیرد و از آن سود برد، سالمترین دلها آن است که از شبهه‌‌ها پاک باشد.

 

قال له رجل: «یابن رسول الله إنّى من شیعتکم». فقال الحسن(علیه‌‌السلام): «یا عَبْدَ اللهِ إنْ کُنْتَ لَنا فِى أَوامِرِنا وَ زَواجِرِنا مُطیعاً فَقَدْ صَدَقْتَ، وَ إنْ کُنْتَ بِخِلافِ ذلِکَ فَلا تَزِدْ فِی ذُنُوبِکَ بِدَعْواکَ مَرْتَبَةً شَریفَةً لَسْتَ مِنْ أَهْلِها، لا تَقُلْ أَنَا مِنْ شِیعَتِکُمْ ولکِنْ قُلْ أَنَا مِنْ مُوالِیکُِمْ وَمُحِبِّیکُمْ وَمُعادِی أَعْدائِکُمْ وَأَنتَ فِى خَیْر وَإلى خَیْر»؛(مجموعة ورام 2: 106)

 

مردى خطاب به امام حسن(ع) گفت: «اى پسر رسول خدا من شیعه شما هستم».

امام(ع) فرمود: «اى بنده خدا، اگر در انجام واجبات و خوددارى از محرمات(گناهان) پیرو ما هستى و تبعیت مى‌‌کنى، که راست مى‌‌گویى و شیعه ما هستی. اما چنانچه اینگونه نیستى، با این ادّعاى دروغ، بر گناهان خود اضافه نکن، زیرا شیعه و پیرو ما از مقام والا و بلندى برخوردار است. مگو که من شیعه شما هستم، بلکه بگو من از دوستان و هواداران و نیز از بدخواهان دشمنان شمایم، در این صورت تو در خیر و نیکى بسر مى‌‌برى و در مسیر خیرخواهى قرار دارى».