غفرانگه رب

می‌‌خواهم به عمره بروم. چگونه از این فرصت استفاده کنم؟
نویسنده : معین حج - ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٥
 

یکی از سؤالات مهمی که هر کس که می‌‌خواهد به سفر معنوی عمره برود می‌‌پرسد این است که:

چه کنم که سفری پربار و بیادماندنی داشته باشم و چه نکاتی را در سفر رعایت کنم؟

در این مطلب سعی شده است به این سؤال پاسخ داده شود.


سفرحج، به معنای بریدن از همه چیز و پیوستن به خداوند است.

حج در حقیقت؛ بزرگترین تمرین توحید و یگانه پرستی است.

گردیدن به دور خانه خدا با این پیام که خدایا تنها تو را عبادت می‌‌کنم و فقط از تو کمک می‌‌خواهم و تنها عاشق تو هستم.

دین ما توحیدی است و حج یکی از بهترین اعمال توحیدی برای مسلمانان است. در حقیقت انسان مؤمن به مکه می‌‌رود تا توحید و فانی شدن در اراده خداوند را تمرین کند و با خداوند عهد ببندد که بعد از بازگشت در مسیر رضای او حرکت کند. برای تقرب سعی کنید توبه کنید و تصمیم بگیرید برای رضای خدا و به سوی خدا نیت و عمل خود را برای خدایی شدن خالص کنید و عهد کنید در بازگشت در خط خدا بمانید و سالک کوی محبوب شوید. حقیقت عبادت و حج رسیدن به چنین تصمیمی است. روح حج و عبادت ابراز عبودیت و بندگی برای تقرب به خدا و ایجاد وحدت با اراده و خواست خداوند است.

از طرفی نیز سفر معنوی حج، از جهاتی شبیه سفر مرگ و ورود بر بساط قرب خداوند است. در آوردن لباس معمول و پوشیدن دو قطعه ساده لباس سفید و دور کردن زیور ها و تعلقات و دلبستگی و جدا شدن از خانواده و فامیل و همه عزیزان، یادآور سفر مرگ و لقاء الله است. در واقع قطع امید از بازگشت به معنای قطع رابطه با دلبستگی ها و وابستگی‌‌ها و اموری است که انسان را اسیر و گرفتار خود می‌‌سازد و بال پرواز و عروج معنوی و روحی او را می‌‌شکند.

سفرحج، مبازره با روزمرّگی و بیرون آمدن از لاک عادتها و خودبینی و خودپرستی است. اگر سفر روحانی حج را با قطع امید به بازگشت آغاز نمائیم، دیگر دل مشغولی و نگرانی نسبت به آنچه ترک کرده‌‌ایم و در وطن و خانه و محل کار جا گذاشته برای ما به وجود نمی‌‌آید و همه توجه ما به حج و اعمال آن و اسرار آن است.

نگاه ما در حج باید رو به جلو باشد، نه رو به عقب و پشت سر. بنابراین چیزی از امور مادی و مسائل معمولی زندگی، فکر و ذهن ما را آشفته نمی‌‌سازد و همه وجود ما یا حق و توجه به حضور او در همه صحنه‌‌ها و اماکن و مشاهد شریف حج و مناسک آن برگردد.

هدف، قطع وابستگی به دنیا و کم کردن تعلقات و تقویت یاد خدا و توجه به اوست و عبادتی مانند حج و عمره به بهترین و عالی‌‌ترین وجه، تامین کننده این هدف است.

بالاترین لذت و کمال، در بریدن از غیر خداوند و توجه کامل به او است. موضوعی که آرزوی اولیای الهی و بندگان خاص خداوند است. چنانچه امیرمومنان علی(علیه‌‌السلام) و فرزندان گرامی او در مناجات شعبانیه این آرزو را چنین ابراز کرده و بر زبان آورده‌‌اند: «إلهی هب لی کمال الإنقطاع إلیک؛ خدای من نهایت بریدن از غیر خود و پیوستن به خودت را روزی ام کن».

بریدن از غیر خداوند و پیوستن به او دارای مراتب بسیاری است و مرتبه کامل آن، از آن معصومین(علیهم‌‌السلام) به ویژه محمد و آل محمد(علیهم‌‌السلام) می‌‌باشد و سفر حج، زمینه ساز چنین گسستن و چنان پیوستنی است.

اولین گام در آمادگی برای انجام هر کار و عملی، شناخت آن عمل و آگاهی از محتوا و ارزش و اهمیت آن است.

انسان بدون این شناخت، هر چند به طور اجمال و سر بسته نمی‌‌تواند به درستی و به صورت کامل خود را برای انجام آن مهیا سازد. به منظور ایجاد آمادگی روحی و معنوی برای سفر روحانی و نورانی عمره باید در اولین گام با محتوای این عبادت بزرگ و اسرار و حکمت‌‌ها و آثار و برکات ماندگار و عمیق آن آشنا شد.

همه برنامه‏‌‌ها و اعمال دین به ویژه عبادات، هدیه‏‌‌اى از طرف خداوند و ره‏‌‌آوردى از دیار وحى و ملکوت است.

هر عبادتى، ظاهرى دارد که انسان با جسم و قالب خود به آن مى‏‌‌رسد و باطن و سرّى دارد که تنها جان‏هاى مشتاق و قلب‏هاى آکنده از محبت خداوند و بریده از غیر او، آن را درمى‌‌یابند. بهره‏‌‌مندى کامل از هر عبادت و رسیدن به عمق و مغز آن، در گرو آگاهى از اسرار آن و تحقّق بخشیدن به آن است.

بخش مهم تزکیه نفوس در پرتو آشنایى با اسرار عبادت و دستورهاى دینى حاصل مى‏‌‌گردد و در این میان، حج و عمره ویژگى‌‌هایى دارند که پى بردن به راز و رمز آنها را دشوار ساخته است. به همین خاطر، «تعبّد» در این عبادت، بیش از سایر اعمال و برنامه‏‌‌هاى دینى است.

رسول خدا(صلى الله علیه و آله) هنگام لبیک گفتن به خدا عرض کرد: «لبیک بحجّة حقّاً، تعبّداً و رقّاً؛ خدایا من با بندگى و عبودیت لبیک مى‌‌گویم و اعمال حج را انجام مى‌‌دهم».

 

لذا توصیه می‌‌شود:

براى اینکه بهتر به اسرار حج پى ببریم، باید سیره کسانى را که حج راستین انجام داده‌‌‏اند، یعنى پیشوایان معصوم(علیهم‌‌السلام) را بیاموزیم.

آنان؛ هم با آداب حج آشنا بودند، هم سنت‏ها و مستحبات حج را رعایت مى‌‌کردند و هم فرایض و واجبات آن را بجا مى‌‌آوردند و در کنار این حکم‏ها و اعمال ظاهرى، تکیه‌‌گاه تکوینى و اسرار این احکام را هم در نظر داشتند.(1)

آشنایى با اسرارِ حج و عمره از زبان فرزند حرم، امام سجاد(علیه‌‌السلام)، از لطافت و ظرافت ویژه‌‌اى برخوردار است.

همان روح ستایش‌‌گرى که فرزند مکه و منا و زمزم و صفاست. او اهل این خانه و محرم این حرم است؛ پس او از راز درون آن، بیش از هر کس دیگر آگاه است؛ چرا که «أهل البیت أدرى بما فى البیت؛ اهل خانه از آن‏چه در آن است، آگاه‏تر از دیگرانند».

امام سجاد(علیه‌‌السّلام)، بعد از سفر حج، «شبلى» را دید و به او فرمود: چه کردى؟(2)

عرض کرد: از حج برمى‌‌گردم.

امام‏(ع) فرمود: آیا میقات رفتى؟ آیا لباس دوخته را از تن بیرون آوردى و لباس دوخته نشده(لباس احرام) را در بر کردى؟ آیا غسل احرام انجام دادى؟

شبلى عرض کرد: آرى.

امام فرمود: آیا هنگام کندن لباس دوخته، قصد کردى که از لباس گناه و عصیان بیرون آیى؟

عرض کرد: نه.

حضرت فرمود: وقتى لباس دوخته نشده احرام را بر تن کردى، آیا نیت کردى که جامه طاعت در بر کنى؟

عرض کرد: خیر.

امام پرسید: وقتى غسل احرام انجام دادى، قصد کردى خود را از گناهان شستشو کنى؟

عرض کرد: نه، من تنها لباس دوخته را از تن بیرون آوردم و لباس احرام را در بر کردم و غسل و نیت احرام کردم؛ آنگونه که دیگران انجام مى‌‌دهند.

امام فرمود: پس تو احرام نبسته‏‌‌اى.(یعنی به کمال مقصود از احرام نرسیده‌‌ای).

سپس فرمود: معناى بیرون آوردن لباس دوخته این است که «خدایا! من دیگر لباس گناه در بر نمى‌‌کنم و از هر گناه توبه کردم» و پوشیدن لباس دوخته نشده، بى رنگ، حلال و پاک احرام، به معناى «پوشیدن لباس طاعت» است.

معناى غسل کردن براى احرام این است که: «خدایا! من خود را از گناهانم شست و شو دادم و نه تنها دیگر گناه نمى‌‌‌کنم که گناهان گذشته را نیز از خود دور کردم».

وقتى در میقات تنظیف مى ‏کنید، یعنى خود را از نفاق و ریا تطهیر مى ‏کنید. نظافت در میقات، تنها پاک و طاهر کردن بدن نیست؛ بلکه نشانه و سمبلى از تطهیر دل است.(3)

راز لبیک گفتن آن است که: «خدایا! من پیمان مى ‏بندم که هر چه طاعت توست بر زبان جارى کنم و هر چه معصیت توست، زبانم را بر آن ببندم. عقد احرام سه جزء دارد؛ پوشیدن دو لباس یا پارچه دوخته نشده، قصد حج یا عمره و لبیک گفتن. با گفتن لبیک، احرام بسته مى ‏شود و این عقد احرام است.

حضرت سجاد(ع) مى‌‌فرماید: راز عقد احرام این است که «خدایا! ارتباطم را از غیر تو گسستم و تنهابه تو پیوستم» و سرّ ورود به حرم این است که: «خدایا! من غیبت، بدگویى و عیب جویى احدى از ملت اسلام را نکرده، این کارها را بر خود تحریم مى‏‌‌کنم». سرّ طواف، «حق مدار و حقجو بودن و فاصله نگرفتن از مرکزیت توحید» است.

آن امام همام(ع) وقتى به اسم حجرالاسود و لمس و بوسیدن آن رسید، فریادى زد که نزدیک بود بى هوش شود و امام سجاد(ع) از شبلى پرسید: مى‌‌دانى حجرالاسود چیست؟

حجر، یمین الله و دست خداست و معناى دست زدن به آن این است که: «خدایا! من تعهد مى‏‌‌کنم که دست به گناه دراز نکنم».

امام‏(ع) پرسید: آیا معناى ایستادن در جایگاه و مقام ابراهیم و نماز گزاردن در آن مقام را مى‌‌دانى؟

شبلى گفت: ظاهرش را انجام داده‏‌‌ام؛ ولى نیت‌‌هایى را که مى‏‌‌فرمایید نکردم.

امام(ع) فرمود: آیا وقتى در کنار مقام، دو رکعت نماز طواف گزاردى، قصد کردى که ابراهیم‌‌گونه نماز بخوانى و بینى شیطان را به خاک بمالى؟

شبلى گفت: خیر.

این سؤال به این معناست که آن کسى که در حال نماز، حواسش جمع نیست و خضوع و خشوع ندارد، به جاى ابراهیم(ع) نایستاده است و اگر ابراهیم‌‌گونه نماز نخواند، بینى شیطان را به خاک نمالیده است.

امام(ع) از شبلى پرسید: آیا بین صفا و مروه، سعى کردى؟

شبلى گفت: آرى.

امام(ع) فرمود: مى‏‌‌دانى راز آمد و رفت بین این دو کوه چیست؟ یعنى: «خدایا! من بین خوف و رجا و بیم و امید به سر مى‏‌‌برم». «صفا» یادآور تصفیه و تهذیب روح و «مروه» یادآور مردانگى و مروت است.(4)

«تقصیر» پالایش درون است؛ یعنى وقت آن است که جمال خویش را در پاى آن جمیل مطلق، قربانى کنى و تارهایى از مو یا قدرى از ناخن‏ها را به نیت او کوتاه کنى. غرور، کبر و نخوت، دیگر جایى براى ماندن در تو ندارد و باید هر چه را غیر اوست از خانه دل بیرون بریزى و دریچه دل را به سوى انوار معرفت و کمال بگشایى.(5)

«طواف نساء» یادآور مقام و منزلت زن است و باید نخستین ساکن این دیار پاک یعنى «هاجر» را تکریم کنى؛ چه مرد باشى و چه زن.

زن، شایسته مقام مادرى است و بوسه بر پایش، بوسه بر دروازه‏‌‌هاى بهشت است و هفت مرتبه به نیت این تجلیل و تقدیر، باید کعبه را طواف کنى و در هر مرتبه چون به «حجر اسماعیل» مى‌‌‏رسى، تجلّى این عظمت را به نظاره مى‏‌‌نشینى. زائران خانه خدا با طواف نساء و نماز آن، وفادارى خود را نسبت به حقوق همسر و خانواده ابراز مى‏‌‌دارند و اهمیت آن را به یاد مى‏‌‌آورند.(6)

 

زائر عزیز؛

داشتن «مراقبه» و «محاسبه» پیش از سفر عمره و «حلالیت طلبیدن» از کسانی که بر ذمه انسان حق و حقوقی دارند، و «ادای حقوق واجب» مانند حق الناس قبل از این سفر روحانی و «توبه و استغفار از گناهان» و جرم‌‌ها و خطاها و «درخواست توفیق از خداوند» و «توسل به اولیای الهی در انجام درست و کامل این عبادت بزرگ» و «بهره‌‌مند شدن از برکات و انوار و آثار آن»، در دنیا و پس از مرگ و در عالم آخرت نقش بسزایی دارد که باید این امور مورد توجه و دقت قرار گیرد.

امیدوارم تمام زائران بیت الله، سفری پر خیر و برکت و مملو از معنویت و روحانیت داشته باشند.

---------

پی نوشتها:

1- آیت الله جوادى آملى، صهباى صفا، ص 112

2 -میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج 10، ص 166 و آیت الله جوادى آملى، صهباى حج، ص 344

3- صهباى صفا، ص 40

4- همان، ص 51

5- نجف نجفى روحانى، عمره مفرده، ص 119

6- همان، ص 123.


منبع: سایت پرسمان دانشجویی