غفرانگه رب

اسرار و رازهای حج(6)
نویسنده : معین حج - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢
 

قسمت ششم از فلسفه و اسرار شگفت فریضه حج را تقدیم دوستان می‌‌کنم.


منزل سوّم: سیر من الحقّ الى الخلق

این منزل با بازگشت از مکّه و مدینه به وطن آغاز مى‏‌‌گردد و در این منزل؛ مسئولیت، مشکل‏تر از منزل اوّل و دوّم است؛ زیرا در این منزل وظیفه سالک، وظیفه پیامبران الهى است چرا که حاجیان سالک، اینک باید به تبلیغ رسالتهاى الهى در میان دیگر مردمان بپردازند و این، عین وظیفه انبیا است؛ «اَلَّذینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ» [احزاب: 39] «(پیامبران پیشین) کسانى بودند که تبلیغ رسالتهاى الهى مى‏‌‌کردند».

در منزل اوّل و دوّم «خود سازى» بود و در این منزل «دیگر سازى» است، و دیگر سازى گرچه متوقف بر خود سازى است، امّا به اندازه‏اى مشکل است که پیامبر گرامى(ص) فرمود: «شَیَّبَتْنى سُورَةُ هُود لِمَکانِ قُولِه: فَاسْتَقِمْ کَما اُمِرْتَ وَ مَنْ مَعَکَ»؛[الدر المنثور، ج3، ص320] «سوره هود مرا پیر کرد چرا که در این سوره آمده است تو و «یارانت» باید استقامت کنید.

خودسازى (فَاسْتَقِمْ کَما اُمِرْتَ[شورى: 15]) در سوره شورى نیز آمده است ولى آنچه ریش و محاسن پیامبر(صلى الله وعلیه وآله وسلم) را سفید کرد، دیگر سازى(وَ مَنْ مَعَکَ) است.

حاجى سالک پس از بازگشت از مکّه و مدینه، باید آنچه از آنجا به سوغات آورده است(خودسازى) عملاً به دیگران تزریق کند، گفتار و کردار و روش و منش او سرمشق براى دیگران باشد و این بهترین هدیه او براى دیگران است.

حاجى سالک باید با اهتمامش به فرائض دینى و بویژه نماز، آن هم در مسجد با جماعت، اهمیت این عبادت بزرگ را به دیگران بفهماند، آن حاجى که در وقت نماز غفلت از نماز دارد و مشغول امور دنیا است، قطعاً از حجّ بهره‏اى نبرده است و قرآن با وى به خطاب عتاب آمیز، سخن مى‏‌‌گوید؛ «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلّینَ الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلوتِهِمْ ساهُون»؛[ماعون:4 و 5] «پس واى بر نمازگزارانى که نماز خود را به دست فراموشى مى‏‌‌سپارند».

و نیز آن حاجى که پس از حجّ، تارک خمس باشد، نه فقط حاجى نیست بلکه از نظر قرآن، هم مشرک است و هم کافر؛ «فَوَیْلٌ لِلْمُشْرِکینَ الَّذینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکوةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ»؛[فصلت: 6 و 7] «واى بر مشرکان، همانها که زکات را ادا نمى‏‌‌کنند و آخرت را منکرند».

و همچنین بانوان حجّ گزارنده، پس از بازگشت از حج، باید در حجاب، اسوه و الگوى دیگران واقع گردند.

مرد و زن حاجى باید اخلاق اسلامى را در خانه و در میان مردم عملاً تبلیغ کنند و عفو و گذشت و ایثار و فداکارى، شعار آنها باشد و به دیگران روش «دیگرگرایى» را که در قرآن بدان سفارش اکید شده است بیاموزند؛ «لِیُنْفِقْ ذُوسَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلُیُنْفِقُ مِمَّا آتاهُ اللَّه»[طلاق: 7] «آنها که امکانات وسیعى دارند باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند و آنها که تنگدستند از آنچه که خدا به آنها داده انفاق نمایند».

پس به راستى که این منزل سوّم، بسیار مشکل است ولى پاداش آن نیز بهمان اندازه بالاست؛ «مَنْ اَحْیاها فَکَأَنّما اَحْیَى النَّاسَ جَمیعاً»[مائده: 32] «و هر کس انسانى را از مرگ رهایى بخشد، چنان است که گویى همه مردم را زنده کرده است».

از اینرو، سالک پس از طى منزل اوّل و دوّم، نکته‏‌‌اى را که باید در منزل سوّم در نظر داشته باشد، آن است که اینک حساب وى در نزد خدا و اهل بیت(علیهم‏‌‌السلام) و نیز دیگر مردمان، غیر از حساب عموم مردم است و با چشم دیگرى نگریسته مى‏‌‌شود.

حضرت آدم(علیه‏‌‌السلام) ترک اولائى بیش نکرد، ولى چون از خواص بود و چون آن ترک اولى سزاوار روح مقدّس وى نبود، با خطاب عتاب آمیزى؛ «اِهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوّ»[بقره: 36] «همگى ( به زمین ) فرود آئید در حالى که بعضى دشمن دیگرى خواهید بود»، از آن مقام عالى(بهشت) به این مقام دانى(دنیا) سقوط کرد و نیز حضرت یوسف صدّیق(علیه‏‌‌السلام) با آن مقام و منزلت، براى آن که در زندان متوسّل به غیر از خدا شد، قریب ده سال زندان او ادامه یافت؛ «فَلَبِثَ فِى السِّجْنِ بِضْعَ سِنین»[یوسف: 42] «چند سال در زندان باقى ماند».

پس اگر سالک حجّ گزارده به وسیله عمل ناروایش، ابّهت حجّ را در میان مردم بى‏رنگ یا کم رنگ کند، گناه او به اندازه‏اى بزرگ است که معلوم نیست موفّق به توبه شود.

قرآن در مورد چنین حاجى و زائرى مى‏‌‌فرماید: او نظیر کسى است که همه مردم جهان را کشته باشد! «مَنْ قَتَلَ نَفُساً بِغَیْرِ نَفْسٍ اَو فَسادٍ فِى الْاَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً»[مائده: 32] «هر کس انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکشد، چنان است که گویى همه انسانها را کشته و هر کس انسانى را از مرگ رهایى بخشد، چنان است که گویى همه مردم را زنده کرده است».

این است که امیر مؤمنان(علیه‏‌‌السلام) حجّ را «آزمونى بزرگ و امتحانى سخت و آزمایشى روشنگر و پاکسازى رسا و خالص کننده» مى‏‌‌شمارد.[71 - نهج البلاغه، خطبه قاصعه].

و از حضرت صادق(علیه‏‌‌السلام) منقول است که پس از برشمردن اسرار حجّ که ما در ضمن مطالب گذشته از آن استفاده جستیم، مى‏‌‌فرماید: «وَ اسْتَقِمْ عَلى شُرُوطِ حَجِّکَ هذا وَ وَفاءِ عَهْدِکَ الَّذى عاهَدْتَ بِهِ مَعَ رَبِّکَ وَ اَوجَبْتَهُ اِلى یَومِ الْقیامَة»؛[مصباح الشریعه، باب 22]؛ پس از حج گزاردن بر اسرار و مراتب و منازل آن که در سفر سلوکى‏ات، به چنگ آورده‏اى، و نیز بر وفاى عهدى که در آن سفر روحانى و عرفانى با خداى خود، برقرار کرده‏اى، استقامت پیشه کن و تا روز قیامت بر آنها پایدار باش.

منبع: اسرار حج(آیت الله حسین مظاهری)

اتمام بحث اسرار حج