غفرانگه رب

شهادت امام سجاد(ع) تسلیت باد
نویسنده : معین حج - ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٧
 

یا اَبَاالحَسَنِ یاعَلِیَّ بنَ الحُسَینِ یازَینَ العابِدینَ یَابنَ رَسوُلِ اللهِ یا حُجَّةَ اللهِ عَلی خَلقِهِ

یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنّا تَوَجَّهنا وَاستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا

یا وَجیهاً عِندَاللهِ اِشفَع لَنا عِندَالله

شهادت امام سجاد (ع)

شهادت جانگداز یادگار واقعه عاشورا؛ صاحب زبور آل محمد(ص)

حضرت زین العابدین، سیّد السّاجدین؛ امام علی بن الحسین(علیه السّلام)

بر امام زمان(علیه السلام) و تمام محبان اهلبیت تسلیت و تعزیت باد

ادامه مطلب را «کسانیکه دوست دارند همیشه عزیز باشند» بخوانند


امام حسن عسکرى(ع) به نقل از جدّ بزرگوارش امام باقر(ع) نقل کرده‌اند:

روزى یکى از اصحاب به نام محمد بن سلم بن شهاب زُهَرى در حالى که خیلى غمگین و افسرده خاطر بود، به محضر امام زین العابدین(ع) وارد شد.

همین که امام(ع) چشمش به او افتاد، فرمود: چرا این چنین غمناک و ناراحت هستى؟

زُهَرى اظهار داشت: یابن رسول الله! ناراحتى‌هاى بسیارى از سوى دوستان و آشنایان، یکى پس از دیگرى بر من وارد شده است.

از طرفی حسودانی که نمی‌توانند رفاه و آسایش مرا ببینند، به زندگانی من طمع دارند، و حال‌آنکه به بعضی از آنها احسان و خدمتهای فراوانی کرده‌ام. رفتار و گفتار آنها مرا ناراحت و غمگین می‌کند.

از طرفی دشمنان و بدخواهان، موجب ناراحتی من می‌شوند.

عده‌ای هم که خود را از دوستان قلمداد می‌کردند و محبتهای فراوانی به آنها کرده‌ام و از آنها انتظار دوستی داشتم، اینک مزاحم من هستند.

امام سجّاد(علیه‌السّلام) فرمود: اى زُهَرى! زبان خود را کنترل کن و هر سخنى را هر جا و پیش هر کسى نگو؛ و چنانچه رعایت حال اشخاص را بنمائى، تمام افراد خاطر خواه تو خواهند بود و با تو دشمنی نخواهند کرد.

زُهَرى عرض کرد: یابن رسول الله! من هیچگاه از امکانات خود دریغ نکرده و به گفتار و سخنانم به آنها کمک و احسان کرده‌ام.

امام(ع) فرمود: مواظب باش که خودخواهى و غرور تو را نگیرد، و دقّت نما، آنچه را که مى‌گوئى دلنشین باشد، فکر نکن هر آنچه مى‌شنوى زشت و باطل است، همیشه در کار و سخن دیگران اندیشه و توجّه نما و سعى کن تا از خود سِعه صدر نشان دهى.

سپس امام(ع) افزود: هر کس در مسائل گوناگون زندگى و اجتماعى عقل خود را به کار نیندازد و با چشم و گوش بسته حرکت کند، سریع به هلاکت و ضلالت مى‌افتد.

[آنگاه امام(ع) یک دستور و سرمشق اساسی و بنیانی به زُهری داد که با عمل به آن، کردار و رفتار مردم او را ناراحت و افسرده خاطر و مهموم و مغموم نسازد].

امام(ع) فرمود: اى زُهرى! چه اشکال دارد که تمام مسلمانها را همانند اعضای خانواده و بستگانت حساب کنى، آنهائى که از تو بزرگتر هستند همچون پدر، آنهائى که کوچکترند چون فرزندانت؛ و آنهائى هم که هم‌سنّ و هم سطح خودت باشند همچون برادرانت به شمار آیند و با آنها به مهربانی و صمیمیّت برخورد کنی.

آیا دوست دارى که در حقّ هیچیک از اعضای خانواده‌ات تجاوز و ظلمى شود؛ و یا گزندى به یکى از آنها وارد گردد؛ و آن که بى جهت آبرویش ریخته شود؟

اگر شیطان ملعون تو را وسوسه کرد که بر یکى از مسلمانها برترى و فضیلت دارى، به خودت تلقین کن آنکه از تو بزرگتر است بگو او قبل از من مسلمان شده و ایمان آورده و بیش ‍ از من کار خیر و عمل صالح انجام داده است پس او بر من فضیلت و برترى دارد.

و اگر از تو کوچکتر باشد، بگو من بیش از او گناه و معصیت کرده و خطاکارم؛ پس او از من بهتر و برتر مى‌باشد.

و امّا آن که هم ردیف و هم سطح تو باشد، بگو من به گناهان خود مطمئنّ هستم؛ ولى نسبت به او مشکوک هستم و یقین به گناه او ندارم پس من از او بهتر نیستم.

و چنانچه مسلمانها تو را تعظیم و احترام کنند، بگو آنها با معرفت و با ادب هستند؛ و چنانچه تو را کوچک شمردند و تحقیرت کردند، پس بگو در اثر خلافها و لغزشهای خودم مى‌باشد و من خود را مقصّر در بى اعتنائى آنها نسبت به خودم مى‌دانم.

و اگر در جامعه، این چنین معاشرت کنى و با این روش و اندیشه برخورد و حرکت نمائى، بهترین زندگى را خواهى داشت و همیشه در آرامش خواهی بود، و دوستانِ پرمحبّت و دلسوز تو بسیار خواهند شد، و دشمنان و مخالفین کمترى را خواهى یافت.

سپس امام(ع) فرمود: این نکته را هم توجه داشته باش که مردم آن کسی را مورد توجّه و احترام قرار می‌دهند که بیشترین خیر را به هم نوعان خود برساند گرچه هیچ خیرى به او نرسیده باشد؛ و از مردم چیزی نخواهد و خود را از تمام افراد بى نیاز بداند و چشمداشتى به کسى نداشته باشد.

زیرا أهل دنیا به اموال خود عشق مى‏ورزند، پس هر کس مزاحم معشوقه‌ی ایشان نشود، بر ایشان کرم کرده، و هر کس علاوه بر عدم مزاحمت، چیزى به اموالشان نیز اضافه کند عزیزتر و کریمتر بر ایشان مى‏باشد.

کسانی که در این مسیر گام بردارند، همشه در جامعه محبوب و عزیز هستند.

 

(منبع: ‌احتجاج طبرسی 2: 319)