غفرانگه رب

تسلیت شهادت امام باقر(ع) و داستانی از امام
نویسنده : معین حج - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٠
 

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَمِینَ اللهِ فِی أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ

السَّلامُ عَلَیْکَ یَاَ بَاقِرَ عِلْمِ النَّبِیِّین السَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ

 شهادت امام باقر (ع)

فرا رسیدن شهادت مظلومانه و جانگداز پنجمین اخترتابناک امامت و ولایت

امام محمدباقر(علیه‌‌السّلام)

به فرزند داغدارش امام زمان(عج) و تمام شیعیان تسلیت و تعزیت عرض می‌‌کنم.

در ادامه مطلب، داستانی آموزنده از امام باقر(ع) تقدیم می‌شود


حاجیان انسان نما

ابوبصیر که یکى از اصحاب باوفاى امام محمّد باقر و امام جعفر صادق(علیهماالسلام) و نیز یکى از راویان حدیث مى‌‌باشد، نقل می‌‌کند:

همراه حضرت باقرالعلوم(ع) در مراسم حجّ بیت الله الحرام شرکت کردم، چون در جمع حُجّاج قرار گرفتیم، به آن حضرت عرضه داشتم : یابن رسول الله! امسال چقدر حاجیها بسیار هستند و ضجّه و شیون عظیمى بر پا است؟!

حضرت فرمود: آرى؛ ضجّه و شیون بسیار مى‌‌باشد، ولى حاجى بسیار اندک است.

سپس امام(ع) فرمود: اى ابو بصیر! آیا دوست دارى آنچه را گفتم ببینى تا بر ایمانت افزوده گردد؟

عرض کردم: بلى.

پس از آن، حضرت دست مبارکش را بر صورت و چشمهایم کشید و دعائى را زمزمه نمود. چشمهایم بینا شد. سپس فرمود: اى ابوبصیر! اکنون خوب نگاه کن ببین چه مى‌‌بینى؟

همین که چشم هایم را گشودم و دقّت کردم بیشتر افراد را شبیه حیواناتى، چون خوک، میمون و... دیدم، ولى قیافه انسان در آن جمع بسیار کم و ناچیز بود، همانند ستارگانى درخشان در فضائى تاریک.

گفتم: درست فرمودى، اى مولاى من! حاجیان اندک و سر و صدا بسیار است.

سپس امام باقر(ع) دعائى دیگر زمزمه و قرائت نمود و دیدگان من به حالت اوّل بازگشت.

پس از آن فرمود: ما بخیل نیستیم، لیکن مى‌‌ترسیم فتنه‌‌اى در بین مردم واقع شود و آنان لطف و فضل خداوند را نسبت به ما نادیده بگیرند و ما را در مقابل خداى سبحان قرار دهند، با این که ما بندگان خدا هستیم و از عبادت و اطاعت او سرپیچى نمى‌‌کنیم و در تمام امور تسلیم محض او بوده و خواهیم بود.

  (منبع: بحارالأنوار: 46، 261)