غفرانگه رب

تحقیقی پیرامون محدوده حرم در سرزمین وحی
نویسنده : معین حج - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٩
 

درباره حدود «حرم» کتاب مستقلّى نگاشته نشده است. تحقیق آقاى عبدالملک بن عبدالله بن دهیش-مدیر کل سابق آموزش دختران عربستان سعودى- درباره حدود حرم و نشانه‌‏هاى اطراف آن، نخستین تحقیق جامع و میدانى در این زمینه بشمار مى‏‌‌آید.

نویسنده از بیست سال قبل در هیئتى که به ریاست پدرش مسؤول تعیین و تشخیص حدود حرم است عضویّت دارد. و خود گذاشتن «علامت» در یکى از حدود در جاده اصلى منتهى به مکّه مکرّمه را بر عهده داشته است.


وى در راستاى فعالیتهایش به تصحیح و نشر کتاب «اخبار مکّه در گذشته و حال» از محمد بن اسحاق فاکهى مکّى پرداخت. اشارات فاکهى به وجود علامات در حدود حرم، نویسنده را به فکر تحقیق میدانى انداخت و نتیجه تلاش وى کتابى در 395 صفحه با قطع بزرگ گشت که در آن، از 444 عکس و 45 نقشه مفصّل براى تبیین حدود و علائم حرم کمک گرفته شده است. روزنامه المسلمون گزارشى خواندنى از این کتاب ارائه داده است که در ذیل ترجمه آن را مى‏‌‌خوانید:

تاریخ حرم‏

مکه در منطقه‏‌‌اى واقع است که گرداگرد آن را تپه‌‌‏هاى خشک، سنگلاخى و صخره‏‌‌اى‏ و یا کوههاى درهم تنیده فراگرفته، در عرض 25/ 21 شمالى و در 49/ 39 طول شرقى در 366 مترى از سطح دریا. گروهى از متخصّصان؛ مانند دکتر حسین کمال‏ الدین، براساس تحقیق علمى در «فرایند گسترش زمین» مکّه را مرکز زمین تلقّى مى‏‌‌کنند. باید گفت که چنین نتیجه علمى ناممکن نمى‏‌‌نماید؛ زیرا خداوند متعال از سرتاسر کره زمین این منطقه را براى خانه خود برگزیده است و محققان مسائل شرعى بر این نکته واقفند که خداوند متعال از روز خلق آسمان و زمین، مکّه را حرم امن قرار داده است از جمله دلایل این مدّعا، مرفوعه نجارى و غیر وى از ابن عباس است که پیامبر(ص) در روز فتح مکه فرمود:

 «دیگر هجرتى نیست. بقا و جهاد است. اگر حرکت کردند حرکت کنید؛ زیرا این جا شهرى است که خداوند در روز خلق زمین و آسمان آن را حرم قرار داد و به حرمت خداوند، در روز قیامت هم حرم خواهد بود.»

نام مسجدالحرام در چند جاى قرآن ذکر شده است، گروهى با آیاتى که «مسجدالحرام» را «حرم» شمرده، براین استدلال مى‏‌‌کنند که مکّه، با محدوده‏‌‌اى که در صدد معرّفى آن هستیم، حرم است و نه خصوص مسجدالحرام؛ کعبه داراى سه محیط است؛ «محیط مسجد»، «محیط حرم» و «محیط مواقیت».

گفتنى است که حرم مکه از ویژگیهایى برخوردار است؛ از آن جمله این که؛

اجر عمل نیک و کیفر گناه در آن دو برابر مى‏‌‌گردد.

نماز عید نه در صحرا که در مسجدالحرام برگزار مى‏‌‌گردد.

در هیچ سالى نباید از حاجى خالى باشد.

اجراى حدود در آن مکروه است.

چاه زمزم در آن واقع است.

و نیز حمل اسلحه، کندن گیاه، فرارى دادن صید، و ورود غیر مسلمان به آن حرام است.

علامتهاى حرم‏

احکام فراوانى بر شناخت حدود حرم مترتب است و از این رو، به شناخت آن اهمیت داده مى‏‌‌شود. از روایات برمى‏‌‌آید اولین فردى که علائم حرم را برپا کرد ابراهیم(ع) به راهنمایى حضرت جبرئیل بود؛ از جمله این روایات خبر ازرقى به سند خودش از حسن بن قاسم است که مى‏‌‌گوید:

«وقتى ابراهیم(ع) گفت: «ربّ ارِنا مناسِکَنا ...» جبرئیل نازل شد و وى را به همراه خود برد، مناسک را نشان داد و بر حدود حرم آگاهش ساخت. ابراهیم سنگچین مى‏‌‌کرد و خاک مى‏‌‌ریخت و جبرئیل حدود را نشان مى‏‌‌داد.»

حرم علائمى دارد که در چهار طرف مکه بنا شده و تا به امروز همچنان باقى است.

این علامتها در طول تاریخ، در پى هر تخریبى بازسازى شده است. پاره‏‌‌اى از آنها جدید است و با سیمان و سنگ رخام ساخته شده و بعضى دیگر قدیمى است و با سنگ و آهک بنا گردیده است و بعضى دیگر سنگچین مى‏‌‌باشد. علما بر این علائم «انصاب حرم» مى‏‌‌گفتند.

بعد از حضرت ابراهیم(ع) پسرش اسماعیل و سپس عدنان بن ادر و قصى بن کلاب، به هنگام بعثت قریش تجدید بنا کردند. و آنگاه پیامبر خدا(ص) در روز فتح مکّه، سال هشتم هجرت، تمیم بن اسد و اسود بن خلف را مأمور بازسازى آنها کرد. از دیگر تجدید بنا کنندگان علائم حرم، مى‏‌‌توان عمربن خطاب، عثمان بن عفان، معاویة بن ابوسفیان، عبدالملک بن مروان و مهدى عباسى را نام برد. بنابراین، علائم حرم؛ بویژه آنها که بر قله کوهها واقع شده‏‌‌اند ده بار تجدید بنا گردیده‏‌‌اند.

علائمى که در ورودیهاى مکّه از راه مدینه، یمن، عراق، طائف، جعرانه و جدّه قرار دارند، در سال 325 ه. ق. توسط راضى عباسى و در سال 616 ه. ق. از طرف پادشاه اربل ملک مظفّر و در سال 683 ه. ق. به وسیله ملک مظفّر پادشاه یمن و در سال 874 ه. ق. از سوى قایتباى و در سال 1023 ه. ق. به دست سلطان احمدخان اوّل و در سال 1073 ه. ق.

به همّت شریف زید بن محسن و به سال 1262 ه. ق. به اراده سلطان عبدالمجیدخان بازسازى شده‏‌‌اند؛ یعنى در مجموع هفت بار تا عصر سعودیها تجدید بنا شده است. در دوره سعودیها نیز هفت بار بازسازى شده‏‌‌اند؛ یکبار بعد از سال 1343 ه. ق. توسط ملک عبدالعزیز دوبار در سالهاى 1376 ه. ق. و 1377 ه. ق. بوسیله ملک سعود و دوبار در سالهاى 1404 ه. ق. و 1407 ه. ق. به دست ملک فهد تجدید بنا شده است. در بازسازى اخیر، عبارت است از گذاشتن دو علامت جدید در منطقه تنعیم و بازسازى ستون غربى از دو ستون تنعیم.

مجموع بازسازیها از زمان حضرت اسماعیل(ع) تاکنون 25 بار مى‏‌‌شود.

برای مشاهده عکس در اندازه بزرگتر، روی آن کلیک کنید

محدوه حرم مکه

 

تلاش مورّخان در ثبت محلّ حدود حرم‏

قدیمى‌‏ترین تحقیق تاریخى مربوط به حرم، که به دست ما رسیده دو کتاب است؛

نخست «اخبار مکّه» از ازرقى و دوّمى «اخبار مکّه در گذشته و حال» از فاکهى که هر دو در قرون اولیّه زندگى مى‏‌‌کرده‏‌‌اند. تحقیقات و اشارات موجود و مرتبط با بحث ما، در هر دو کتاب شبیه بهم است. هیچکدام مباحث مربوط به حدود حرم را در شکل بحث مستقل نیاورده‏‌‌اند.

شاید بدان جهت که «علائم» در زمان آن دو، مشهور بوده‏‌‌اند. هر دو سیزده مورد مشخص را در حدود حرم ذکر کرده‏‌‌اند. فاکهى بحث مهمّى زیر عنوان: «درّه‌‌‏هایى که از آنها سیلاب حلّ به حرم وارد مى‏‌‌شود» گشوده که ازرقى آن را کنار گذاشته است. وى یادآور شده است که بجز در منطقه تنعیم همواره سیلاب درّه‏‌‌هاى حرم به حلّ جارى مى‏‌‌شود و فقها نیز بر این باور بوده و آن را یکى از امتیازات حرم مى‏‌‌شمردند ولى فاکهى به تحقیق پرداخته و واقعیّت را غیر از آن یافته است. بحثى مستقل نگاشته و جریان سیلاب در هفت درّه از حلّ به حرم را ثابت کرده است واقعیّت هم نظر فاکهى را تأیید مى‏‌‌کند.

ازرقى و فاکهى، هردو از شش ورودى به مکّه، که در همه آنها علائمى وجود دارد، یاد کرده‏‌‌اند و آنها عبارتند از: مدینه، یمن، جدّه، طائف، عراق و جعرانه.

غیر از فاکهى و ازرقى، علماى دیگر نیز در زمینه ضبط مواضع «حدود حرم» تلاشهایى انجام داده‏‌‌اند؛ از قبیل محب‏‌الدین طبرى (متوفاى 694 ه. ق.) تقى‌‏الدین فاسى (متوفاى 832 ه. ق.). و در روزگار ما ابراهیم رفعت فاصله حدّ حرم را از راه طائف 18333 متر، از سوى عراق 13353 متر، از طریق تنعیم (راه مدینه) 6148 متر و از سمت یمن 12009 متر تعیین کرده است.

بسیارى از فقها بر این باورند که حدود حرم توقیفى بوده و از قبل از عصر پیامبر(ص) معیّن بوده است. بنابراین نمى‏‌‌شود گفت که باید مستقیم، منحنى، شکسته، دایره‏‌‌اى و امثال آن ساخت، بلکه لازم است حد حرم را هر جا که هست- نزدیک یا دور از حرم- و در هر جایى که نشانه‌‌‏ها را گذاشته‏‌‌اند دانست. و حق انتخاب در این امر، از آن خداست و جاى اجتهاد نیست.

دکتر بن دهیش به شناسایى نشانه‏ها پرداخته و 934 نشانه را شناسایى کرده است و معلوم شده که محیط حرم 127 کیلومتر است که از «قرن‏الأعفر» شروع و پس از دور زدن به همانجا ختم کرده است. و مساحت حرم بر اساس نقشه هوایى 550300 متر مربع مى‏‌‌باشد.

نشانه‌‌‏هاى مرز شرقى‏

مرز شرقى حرم، از ناحیه جنوب، از کوه «قرن‏ الأعفر» شروع و به «ربع‏ النقوا» ختم‏ مى‏‌‌شود.

کوه «قرن‏ الأعفر» چندان بلند نیست و در 311 مترى سطح دریا واقع شده است و در اوّل سمت جنوبى کوه «عارض الحصن»، از ناحیه شرق قراردارد. کوه «عارض الحصن» از نشانه‌‏هاى سمت شرق است، بلند، عریض و حدود 5 کیلومتر طول دارد، برخلاف کوه «قر‌‌ن‏‌‌الأعفر» که متمایل به سفیدى است، به سیاهى مى‏‌‌زند.

از مواضع مرز شرقى بزرگراه طائف و کوه «قرن العابدیّه» با 250 متر بلندى است که در سمت راست کسى که از بزرگراه طائف وارد مکه مى‏‌‌شود، قرار دارد. و کوه مشهور «نمره»، که نزدیکترین کوه به مسجد نمره است. و داراى غارى است که پیامبر(ص) قبل از خطبه و نماز ظهر و عصر روز عرفه در آن فرود آمد مى‏‌‌باشد.

همچنین از مواضع مرز شرقى، راه قدیمى طائف «راه عرفه» و کوه «خطم» که کوه معروفى است و از آن روى به این اسم نامگذارى شده که آخر کوه به تدریج کوتاه مى‏‌‌شود و به زمین مى‏‌‌رسد و شبیه دماغ حیوانات است. کوه «صغیراءِ» با 348 متر ارتفاع. کوه «ستار» که با 410 متر ارتفاع کوه بلندى همچون دیوار برآمده است. کوه «ستیر» کوه «اسلع و شرفه اسلع» با 506 متر ارتفاع، بلندترین کوه منطقه به نام «طارقى» با 977 متر ارتفاع، گردنه «فل». کوه «مقطع» که راه طائف از آن مى‏‌‌گذرد و براى تعریض جاده کنده شده و چند مسیر اتومبیل درست شده است. کوه «سقارالحیان» با طول 2100 متر و گردنه «مستوفره یا نقواى علیا» و کوه «نقوا» است. و مجموع نشانه‏‌‌هاى مرز شرقى 110 عدد و اکثراً از آهک ساخته شده است.

نشانه‏‌‌هاى مرز شمالى‏

مرز شمالى، از ناحیه غرب گردنه «نقوا» شروع و به آخر کوه «ناصریه» ختم مى‏‌‌شود.

از مواضع مرز شمالى؛ گردنه «نقوا» است و- با این که کامل نشده- همچنان براى وسایل نقلیه بزرگ و کوچک بکار گرفته مى‏‌‌شود و گردنه بلندى است که در بین کوههاى بلند، کاملًا مشخص است و ارتفاع آن به 477 متر مى‏‌‌رسد. کوه «ام‏السلم». کوه بلندى و طولانى «بغبغه». کوه «یاج» و با نام قبلى آن «یأحج» که نشانه‏هاى حرم در پشت، آن را به دو قسمت کرده؛ بخشى در حرم و بخشى دیگر در حلّ قرار گرفته است. بلندى «یاج»، کوه مشهور «مجلى» که بخاطر وفور کبک در آن اینگونه نامگذارى شده است. کوه «ابوحیه» کوه مشهور «صایف» که در غرب کوه «العمره» واقع است و سیلاب شعب «صایف» از آن جارى مى‏‌‌شود و اکنون قبیله حرب و دیگران در آن ساکن هستند.

کوه «نعمان» یا به نام کنونى آن «عمره» که در سمت راست خروجى مکه از مسیر تنعیم قرار دارد. درّه «تنعیم» که از مشهورترین مناطقى است که همه آن را به عنوان حد حرم مى‏‌‌شناسند؛ زیرا به خاطر حدیث مشهور عایشه، نزدیکى آن به مسجدالحرام و وجود امکانات رفاهى فراوان همواره حاجیان زیادى در آن احرام مى‏‌‌بندند و در آن دو علامت است که ملک فهد در سال 1404 ه. ق. به تعمیر آن دست یازیده است.

کوه «واند» که ساختمان مشهور بیمارستان «حراءِ» در آن قرار دارد. بلندى «لفیفا»، کوه «رحا»، گردنه «ذات الحنظل»، کوه «رضیع»، کوه «ام القزار»، کوه «ام البشرام» که ارتفاع آن به 401 متر مى‏‌‌رسد. کوه «مرمر»، کوه «ابوبقر» یا طبق نامگدارى اهالى منطقه، کوه «وادى الجوف» و کوه «ناصریه» مى‏‌‌باشد.

این مرز نسبت به سه مرز دیگر، از نظر زیادى علائم و ساخته شدن آنها از سنگهاى تراشیده و آهک، از توجّه بیشتر بازسازان برخوردار بوده است. مجموع علائم این مرز 574 عدد است که بجز چندتا، بقیّه از آهک ساخته شده‏‌‌اند.

نشانه‏‌‌هاى مرز غربى‏

مرز غربى، از سمت شمال غربى با علائم «الأعشاش» آغاز و به کوه «دومة‌‌السوداء» پایان مى‏‌‌پذیرد.

مواضع این مرز عبارت است از: «الأعشاش» که زمینى مسطح است و راه قدیم جدّه از آن مى‏‌‌گذرد و به نام گیاهى نامگذارى شده است. کوه «أظلم» بزرگترین و بلندترین کوه منطقه که سمت شمالى آن مشرف بر جاده ملک سعود و سمت جنوبى آن نزدیک بزرگراه جدّه است.

کوههاى «نفیرات و حشفان» که کوهى آتشفشانى است و آثار بجاى مانده از طغیان آن بر پاره‏‌‌اى از صخره‏ها کاملًا پیداست. سرزمین «رصیفه» که از نشانه‏هاى آن، چشمه آبى است که قبلًا جارى و متعلق به یکى از اشراف مکّه به نام «عوینه» بود و کوه «دومة‌‌السوداء» که در جنوب آن، راه جدید یمن به نام جاده لیث و در شمال آن بزرگراه جدّه قرار دارد. مجموع نشانه‏هاى مرز غربى 8 عدد است که بعضى با آهک ساخته شده و بعضى دیگر سنگچین شده است.

نشانه‌‌‏هاى مرز جنوبى‏

مرز جنوبى، از کوه «نعیله» غربى، از سمت جنوب غربى شروع و به آخر کوه «صیفه» پایان مى‏‌‌یابد.

مواضع این مرز عبارت است از کوه «نعیله»، کوه «دومته‌‌‏الحمراء» که بزرگترین کوه منطقه و سمت راست ورودى که از جاده «لیث» قراردارد و در وقت توقّف اتوبوسهاى حاجیان در ایستگاه کنترل، در موازى آنان واقع مى‏‌‌شود، کوه «بشیم» (بشیمات)، کوه «ریع‏السید»، کوه «خشن الأوسط» کوه «ابوالصواعق»، کوه «لبن»، کوه «لبین» و «البیبان»، کوه «نعیلة الشرقى»، کوه «غراب»، کوه «الخاصره»، کوه «ریع مهجره» یا گردنه ابن کرز، کوه «المظالف»، کوه «صویفه» (کوه ابوعشاش) و کوه «صیفه» کوه بزرگى که در بین اهالى منطقه شناخته شده است. مجموعه نشانه‏‌‌هاى مرز جنوبى 152 عدد است و با طى مسیر این نشانه‌‌‏ها یک دور کامل به محیط حدود حرم تحقق پیدا مى‏‌‌کند.

نویسنده در مورد هر یک از نشانه‏‌‌ها، در مکانهاى مزبور، بحث مفصلى ارائه داده است و با دقّت و ارائه نقشه و شرح مفصل شکل گردنه‏‌‌ها بحث کاملى انجام داده است که علاقه‏‌‌مندان مى‏‌‌توانند به اصل کتاب مراجعه کنند.

پایان بخش بحث‏

عبدالملک بن دهیش در اواخر بحث به نتایجى دست یافته که به پاره‏‌‌اى از آنها اشاره شد و در ادامه به بعضى دیگر اشاره مى‏‌‌گردد:

1- مورّخان مکّه وقتى لفظ «حدود حرم» را بکار مى‏‌‌گیرند، منظورشان تنها حدود حرم و ورودیهاى مکه است، نه حدودى که بسان دست‌‌بند بر گرد مکه احاطه دارد. این ورودیها در زمان ازرقى و فاکهى شش تا بود و در دوره فاسى دو تا از آنها متروک شد و تنها چهار تاى آن معروف بود و از این رو علائم حدود حرم منحصر به ورودیهاى مکه گشته بود.

2- حدود حرم امرى توقیفى است و جاى اجتهاد نیست. وجود نشانه‏‌‌ها بر بالاى کوهها، از زمان حضرت ابراهیم(ع) به راهنمائى جبرئیل است. کار بعدى‌‌‏ها چیزى جز تجدید بناى نشانه‏‌‌ها در همان مکان قبلى، بدون پیش و پس کردن یا ایجاد انحراف در مسیر نیست.

منقول از سیره پیامبر نیز بازسازى نشانه‏ها در همان مکان خودشان است و از آن حضرت‏ دستور تقدیم یا تأخیر نقل نشده است. به عکس ابویعلى به سندى قابل قبول روایت کرده:

 «لعنت خدا بر کسى که چیزى از حدود مکّه را حلّ بشمارد»

گزارشهاى موجود از بازسازان، از زمان عمر بن خطاب تا زمان مهدى عباسى نیز حاکى از تجدید است.

3- تعداد نشانه‌‌‏هاى اطراف حرم، که در این تحقیق مورد شناسایى قرار گرفته و مورد توصیف و عکس‏بردارى واقع شده 934 عدد است و همه آنها در طول تاریخ خراب شده‏‌‌اند جز آنچه که به دست بازسازان تجدید بنا شده و در ورودیهاى مکه قرار دارند و مجموع آنها یازده عدد است که دوتاى آنها بخواست خدا همچنان بر قله کوهها باقى است و از 919 تا باقى مانده در 630 عدد آن آثار آهک وجود دارد یعنى بیش از یک سوم نشانه‏ ها با آهک بربالاى کوههایى که ارتفاع بعضى تا 500 متر از سطح دریا مى‏‌‌رسد قرار دارد- خداوند گذشتگان را رحمت کند و اهل بهشت قرار دهد- بقیه نشانه‏ ها که 289 عدد مى‏‌‌شود سنگچینهاى منهدم شده است.

4- شماره کوههاى کوچک و بزرگى که حدود حرم از آنها مى‏‌‌گذرد 45 عدد است و تقریباً بر مکه احاطه دارند و فاصله بین آنها بسیار کم است.

5- در غالب موارد، مسیر نشانه ‏ها واضح است و موجب اشتباه جویندگان نمى‏‌‌شود.

چون نشانه ها منهدم شده‏‌‌اند این بحث مطرح است وگرنه از آغاز تا فرجام مشکلى پیش نمى‏‌‌آید، جوینده «نشانه‏ ها» به ندرت نشانه‏‌‌اى را گم و یا از آن غفلت مى‏‌‌کند. اگر چنین وضعى پیش آید، معمولًا ناشى از غفلت و نا آگاهى به قواعدى است که نشانه‏ ها بر اساس آن گذاشته شده است.

مهندسان براى درستى مسیر نشانه ‏ها و زوال تشویش خاطر، امورى را انجام داده‏‌‌اند که در ذیل به آن‏ها اشاره مى‏‌‌گردد:

الف: بربالاى کوه، در صورتى که داراى پیچ و خم باشد و در مسیر حدود پیچ واقع شود، نشانه ‏هاى بیشترى گذاشته‏‌‌اند و روش معمولى آن بود، که بین دو نشان چیزى بین 50 تا صد متر و گاهى تا دویست متر فاصله باشد ولى براساس نیاز مسیر، کم و زیاد مى‏‌‌کردند. اگر راه مستقیم و روشن باشد فاصله ‏ها بیشتر وگرنه فاصله کمتر و شماره نشانه ‏ها بیشتر است.

ب: راه حل فوق، بربالاى یک کوه قابل اجرا است لیکن وقتى بین دو کوه زمین‏ مسطحى قرار گرفته باشد در پایان کوه اوّل سنگچین به شکل مستطیل روبروى کوه بعدى مى‏‌‌گذارند تا اشاره به نشانه بعدى باشد؛ به همین خاطر نشانه ‏هاى مستطیلى این گونه، فراوان دیده مى‏‌‌شود که دهها علامت از این دست را شناسایى و قبلًا توصیف کرده‏ایم. طول این نشانه ‏هاى مستطیلى برپایه نیاز بین 10 تا 50 متر است و در صورتى که کوه مقابل چند شاخه باشد بر روى شاخه ‏هایى که مسیر حدود از آن عبور نمى‏‌‌کند یک علامت هلالى از سنگ گذاشته‏‌‌اند تا شخص متوجّه شود که مسیر حدود از آن نمى‏‌‌گذرد.

ج: در مواردى براساس مقتضاى محیط، نشان مستطیل و هلالى نگذاشته‏‌‌اند و در عوض حجم نشانه را بزرگ گرفته‏‌‌اند و مثلًا به جاى یک متر نشانى با دو یا سه متر حجم قرار داده و در کوه مقابل نیز شبیه به آن درست کرده‏‌‌اند.

د: در مواردى نیز از هیچکدام از دو شیوه فوق بهره نگرفته‏‌‌اند بلکه به گذاشتن یک نشان بزرگ بر قلّه کوه، بسنده کرده‏‌‌اند. قطر این نشانه ‏ها بین پنج تا ده متر است و در طرف مقابل نیز چنینن نشانه‏‌‌اى گذاشته‏‌‌اند. ساخت این نوع علائم از دیگر علائم فرق مى‏‌‌کند؛ اطراف قلّه کوه را مى‏‌‌کندند تا پى این قبیل نشانه را بگذارند و نوک کوه در وسط این نشانه‏ ها مى‏‌‌ماند و با سنگهاى بزرگ سنگچین مى‏‌‌کردند؛ بگونه‏‌‌اى که قلّه کوه در سنگچین دایره‏‌‌اى قرار مى‏‌‌گرفت و سنگچین جزئى از قله کوه مى‏‌‌گشت. گذشتگان ما- که خداى رحتمشان کند- چنین شیوه علمى موفق براى توضیح مسیر «علائم» بکارگرفته‏‌‌اند- خداوند به حرمت حرمش خیرشان دهد!-

به همین علّت مى‏‌‌توان گفت که جوینده حدود حرم، گاه نیازى به راهنما ندارد؛ زیرا رهنمایش بقایاى همین نشانه‏ هاى فراوان است که از هر راهنمایى راستر و قابل اعتمادتر است.

چه باید کرد؟

در تداوم خدمت به حرم شریف چه باید کرد؟ اینک بعضى از پیشنهادات محقق را یادآور مى‏‌‌شویم:

1- اقدام سریع در نصف نشانه بزرگراه جدّه بر بالاى کوه «ریع الحمار»؛ یعنى جاى نشانه از محل علامت سفید کوچکى که به راهنمایى بعضى از راهنمایان گذاشته شده به عقب برده شود؛ زیرا مرسوم گذاشتن نشانه بر بالاى گردنه است و نه مسیل آن.

2- اقدام عاجل شود در گذاشتن نشانه‏ هاى بزرگراه طائف، «طریق الهداة» بین کوه «عارض الحصن» و کوه «قرن العابدیّه».

3- در گذاشتن نشانه‏ هاى «لیث» بین کوه «دومة السوداء» و کوه «نُعیله» اقدام سریع شود.

4- با مراجعه به اسناد و مدارک قدیمى، از مکان درست نشانه‏ هاى «مجاهدین» در بزرگراه طائف «طریق السیل» تحقیق شود. تا مشخص گردد که آیا این علامتها در همان مکان قدیمى‌‌‏اش گذاشته شده یا این که به راهنمایى بعضى افراد انجام گرفته است؛ زیرا نصوص قدیمى نظیر کتاب ازرقى و فاکهى و غیر آن دو، نوشته‏‌‌اند که حدّ حرم در این ناحیه، گردنه «خل الصفاح» موجود در کنار کوه «مقطع» است و گردنه یاد شده امروزه مشهور است و علامتهاى قدیمى هنوز هست. علائم جدید در 500 مترى غرب این علائم قراردارد و معلوم نیست چرا این نشانه‌‏ها از نوک گردنه عقب برده شده است؟! این امر جاى تحقیق و تحفص دارد و لازم است به کهنسالانى که ساختن این نشانه‏ها را دیده‏‌‌اند مراجعه شود. و نیز اسناد ملاحظه گردد اگر مشخص شد که در همان محل قدیمى علائم، ساخته شده‏‌‌اند، چه بهتر و اگر به اجتهاد بعضى از راهنمایان بوده باید منهدم و به نوک گردنه «حل الصفاح» منتقل شود.

5- بازسازى محکم تمام نشانه‏‌هاى منهدم شده بربالاى کوهها، گردنه‌‏ها و بلندیها و نوشتن عباراتى که بیانگر حدّ حرم، سازنده بنا و تاریخ باشد. ولازم است که این اطلاعات بر سنگ خام یا مرمر کنده و بر نشانه‌‏ها نصب گردد و تا آنجا که ممکن است هر نشانه کنار نشانه قبل ساخته شود تا نشانه‏‌هاى قبل محفوظ بماند مگر آن که ضرورت اقتضاء کند علامت سابق برداشته و نشان جدید در جاى آن بنا شود. و همچون ستونهاى برق شماره‏‌گذارى مى‏‌‌گردد.

6- ایجاد سازمانى خاص براى حدود حرم شریف، که در آن افرادى از اهل علم عضو باشند که توان آگاهى و شناخت درست بر حدود حرم داشته باشند و نام کوهها و گردنه‌‏ها را بدانند و به تعبیرى از هر آنچه متعلق به حدود حرم است آگاه باشند و این سازمان پى‌‌‏گیرى و مراقبت نشانه‌‌‏هاى حرم به عهده‏‌‌ گیرد تا از خرابى آنها جلوگیرى گردد و سرپرستى محدوده‌‌‏‌‌اى که حرم است از آن سازمان باشد و هیچ سند مالکیّتى بدون نظر آن صادر نشود.

7- گشودن یک فصل جدید در کتب جغرافیاى سالهاى راهنمایى و یا دبیرستان که مختص به «حدود حرم شریف» باشد.