غفرانگه رب

اسرار و رازهای حج(4)
نویسنده : معین حج - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۸
 

قسمت چهارم از فلسفه و اسرار شگفت فریضه حج را تقدیم دوستان می‌‌کنم.


منزل دوّم: سیر من الحقّ فى الحقّ

ادامه اعمال منزل دوم:

10) ذبح قربانى؛

قربانى سنّتى است که تنها از تقوا پیشگان پذیرفته مى‏‌‌شود «اِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَر»[مائده: 27] «هنگامى که هر کدام (هابیل و قابیل) عملى براى تقرب (به پروردگار) انجام دادند اما از یکى پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد»

و آن رمز گذشت و فداکارى در راه محبوب و رمز محبّت و عشق است؛ چرا که به گاهِ قربانى نمودن، حاجى سالک حنجره هواى خویش و طعمش به مردمان را پاره مى‏‌‌کند؛ «وَ اذْبَحْ حَنْجَرَتَىِ الْهَوى وَ الطَّمَعِ عِنْدَ الذَّبیحَة»؛ [مصباح الشریعه، باب 22]

قربانى در منا زنده کردن خاطره بزرگ حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل(علیهماالسلام) نیز هست، آنگاه که از سوى محبوب خطاب به ابراهیم‏(علیه‏‌‌السلام) امر آمد که جوانت را در منا ذبح کن و آن حضرت امر محبوب را به فرزندش حضرت اسماعیل‏(علیه‏‌‌السلام) گوشزد کرد و او با کمال رغبت پذیرفت؛ «یا اَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمِرُ» و هر دو با کمال شوق و عشق، تا سر حدّ ذبح جلو رفتند، «پدرم ! هر چه دستور دارى اجرا کن» [صافات: 102].

و آنگاه از سوى محبوب ندا آمد که از امتحان پیروز بدر آمدید؛ «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا».[صافات: 105]؛ «آنچه را در خواب مأموریت یافتى انجام دادى».

11) حَلْق یا تقصیر؛

تراشیدن سر یا اصلاح سر و صورت؛ یعنى تراشیدن باقى مانده کدورتها، رذالتها و اصلاح دل از زنگار منیّتها و خودیّتها؛ زیرا سالک هر چه خود سازى کند، باز باید بداند که ریشه‏هاى رذالت تا عمق جان وى را فرا گرفته است. از اینرو، پس از تراشیدن سر یا اصلاح سر و صورت، که رمز ریشه کن کردن صفات رذیله است، اگر حاجى سالک از منزل تخلیه نگذشته باشد باید بداند که در این امتحان الهى پیروز نگشته است، گرچه رفع تکلیف از او شده باشد. در باب تقصیر، پیش از این سخن گفتیم.

12) طواف نساء؛

بواسطه حلق یا تقصیر، آنچه براى حاجى حرام بوده حلال مى‏‌‌شود، جز بوى خوش و تمتّع از غریزه جنسى، و تحلیل این دو متوقّف بر آن است که از منا به سوى خانه خدا باز گردد و طواف و نماز طواف و سعى بین صفا و مروه و در پایان طوافى بنام طواف نساء بجاى آورد، آنگاه بوى خوش و تمتّع از غریزه جنسى نیز بر او حلال مى‏‌‌شود و شاید رمز آن این است که سالک هر چه از نظر مقام و منزلت بالا باشد و به مقام تجلیه و لقاء نیز رسیده باشد، تسلّط او بر غریزه جنسى، احتیاج به مقام بالاتر و عنایت افزونتر دارد؛ «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِه وَ هَمَّ بِها لَو لا اَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ»[یوسف: 24] «آن زن قصد یوسف را کرد، و او نیز اگر برهان پروردگار را نمى‏‌‌دید قصد وى را مى‏‌‌نمود».

یوسف صدّیق(علیه‏‌‌السلام) که در امتحانات الهى یکى پس از دیگرى کسب توفیق نمود امّا در برابر غریزه جنسى، احساس ناتوانى مى‏‌‌کند و مى‏‌‌گوید: این خدا بود که مرا نجات داد نه خودم، و اگر او نبود در امتحان باز مانده بودم «وَ الّا تَصْرِفْ عَنّى کَیْدَهُنَّ اَصْبُ اِلَیْهِنَّ وَ اَکُنْ مِنَ الْجاهِلینَ» [یوسف: 33] «و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من بازنگردانى، قلب من به آنها متمایل مى‏‌‌گردد و از جاهلان خواهم بود».

بنابراین طواف نساء؛ درس آموزنده‏اى است براى همه سالکان و بویژه جوانان.

منبع: اسرار حج(آیت الله حسین مظاهری)

ادامه اعمال در پست بعد تقدیم می‌‌شود.