غفرانگه رب

شب قدر است اگر قدر بدانیم
نویسنده : معین حج - ساعت ٤:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٤
 

شب قدر است اگر قدر بدانیم.

در این شب برای زودتر مستجاب شدن دعاهایمان، برای یکدیگر دعا کنیم.

در ادامه مطلب شعری مناجاتی برای این شبها تقدیم می‌شود.

شب قدر +‌لیلة القدر


چرا ز من بریده ای بنده‌‌ی پر خطای من؟ *** چرا صدا  نمی‌‌زنی خدای من خدای من؟

مگر ز من چه دیده‌‌ای مگر بدی کشیده‌‌‌ای؟ *** چرا صفا نمی‌‌کنی به ذکر دلربای من؟

خدای مهربان منم کریم و میزبان منم *** عاشق میهمان منم بیا بیا گدای من

اگر چه کرده‌‌ای خطا تباه کرده‌‌ای عطا *** بیا بیا دوباره ای بنده‌‌ی بی وفای من

بیا بیا به نیمه شب بزن تو زانوی ادب *** بخوان شکسته دل مرا تا بچشی صفای من

به معصیت زدی چو دست، دل حبیب ما شکست *** بیا بیا گنه مکن به یاد او برای من

ای تو که شکسته‌‌ای مریض و زار و خسته‌‌ای *** مرا بخوان تو در سحر،سحر بود شفای من

تو شیعه ی علی بُدی، چرا سیه چهره شدی؟ *** مرو به جای دیگری سرت بنه به پای من

شود دل تو صیقلی فقط به ذکر یا علی *** ذکر علی علی بود برای تو دوای من

به عشق مرتضی بگو لعنت حق به خصم او *** که شد به کوچه روبرو به مظهر وفای من

دعای توست مستجاب سحر دهم تو را جواب *** به عشق روی بوتراب رسد تو را ندای من

بیا بیا تو مرد باش عاشق رنج و درد باش *** ز غصه چهره زرد باش تا که شوی فدای من

عبد گناهکار من چرا ز من جدا شدی *** بر در غیر رفتی و دور ز آشنا شدی

قرار ما نبود این، مرا رها کنی چنین *** دیده ز هم گشا ببین خود به کجا رها شدی

بنده بی‌ وفای من عبد گریز پای من *** چرا گریختی ز من چه شد که بی‌وفا شدی

هر چه گناه کرده‌ای عفو نمودم از کرم *** هر چه صدا زدم تو را باز ز من جدا شدی

حاصل خویش سوختی وصل مرا فروختی *** اسیر نفس گشتی و هوایی هوی شد

من همه هست خویش را بهر تو خلق کرده‌ام *** تو همه را ندیدی و غرق یم خطا شدی

خداست یار و یاورت چگونه نیست باورت *** دمی به خود بیا ببین که غافل از خدا شدی

رشته وصل ما و تو پاره نمی‌شود بیا *** خدای تو منم چرا بنده غیر ما شدی؟

مرا بس است آه تو گذشتم از گناه تو *** دست بده به دست من از چه گریز پا شدی؟

خداست با تو «میثما» تو نیز باش با خدا *** به سوی دوست کن سفر در به درِ کجا شدی؟