غفرانگه رب

اسرار و رازهای حج(3)
نویسنده : معین حج - ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۱
 

قسمت سوم از فلسفه و اسرار شگفت فریضه حج را تقدیم دوستان می‌‌کنم.


منزل دوّم: سیر من الحقّ فى الحقّ

ادامه اعمال منزل دوم:

5) تقصیر؛

تقصیر توجّه از عالم ملکوت، به عالم ناسوت است. توجّه از لذّات روحى به سوى لذّات جسمى و توجّه از وحدت به کثرت است. تقصیر، تحلیل بعد از تحریم است؛ به این معنا که آنچه قبل از احرام براى محرم حلال نبود، اینک به واسطه احرام، طواف، نماز، سعى بین صفا و مروه و تقصیر، حلال شده است. تجلّى نور خدا، نظر به عالم ملکوت، لیاقت نیل به مراتب یقین و دیده بصیرت، که تماماً براى او حرام بود اینک حلال شده است؛ چرإ؛ر که حاجىِ سالک، صفات شیطانى خود را تقصیر کرده است و مگر نه این که «لَو لا اَنَّ الشَّیاطینَ یَحُومُونَ عَلى قُلُوبِ بَنى آدَم لَنَظرُوا اِلى مَلَکُوتِ السَّمواتِ وَ الْاَرْض»[بحار الانوار، ج 7، ص 59، ح 39]؛ «اگر نبود آن که شیاطین بر دلهاى فرزندان آدم هجوم مى‏برند، هر آینه دیده آنان به ملکوت آسمانها و زمین، روشن مى‏گشت».

6) حرکت به سوى عرفات؛

پس از توجّه به نفس و تمایلات؛ این بار توجّه به خداوند، توجّه به سرزمینى که جاذبه ملکوتى سراسر آن را فرا گرفته است، شتافتن به سوى جذب، جذب کهربائى یار، از دلهاى بیقرار، جذب «وجودِ واقعى» «وجود نما» را، جذب عاشق معشوق را، و به عبارت رساتر جذب خدا بنده را، و حبّذا بر این جذبه شیرین «هَنیئاً لِاَرْبابِ النّعیمِ نَعیمُهُمْ».

عرفه؛ یعنى اعتراف بندگان در پیشگاه حق «وَ اعْتَرِفْ بِالْخَطایا بِعَرَفات»[مصباح الشریعة، باب22]؛ «و در عرفات به گناهان خویش اعتراف کن».

عرفه؛ یعنى کسب معرفت، معرفت مبدأ و معاد و تجدید عهد با توحید «وَ جَدِّدْ عَهْدَکَ عِنْدَاللَّهِ بِوَحْدانِیَّتِهِ» [مصباح الشریعة، باب22] «و در عرفات، عهد خود به وحدانیت خداوند را نزد او تجدید کن».

معرفت نبوّت و ولایت، معرفت آفاق و انفس، معرفت ربط آنها با خدا،(ربط حادث با قدیم) معرفت قیّومیّت حقّ و فقر محض خلق، و به عبارت رساتر، معرفت به این که «لَیْسَ فِى الدَّارِ غَیْرُهُ دَیَّار»؛ «ر خانه، غیر از خداى، خانه نشینى نیست».

عرفه؛ یعنى دیارى که انسان سالک مى‏تواند با توجّه و تضرّع و دعا و توسّل مخصوصاً به حضرت ولىّ عصر - عجّل اللَّه تعالى فرجه الشریف - که در آن سرزمین حضور دارد و حاجیان همگى در محضر اویند به مرتبه بالاى یقین برسد.

عرفه؛ جایگاه صعود از «علم الیقین» به «عین الیقین» و از «عین الیقین» به «حقّ الیقین» است و آن کس که در عرفات نتواند به معرفت آنچه گفته آمد، نائل شود، در حقیقت عرفات نرفته است؛ کسى که از جاذبه خدا و نبوّت و ولایت - که سراسر آن سرزمین پاک را فرا گرفته است - بهره‏اى نبرد، در حقیقت عرفات او رفع تکلیفى بیش نبوده است و او از محدوده فقه به سوى قلمرو بیکران «فقهِ فقه» خارج نگشته است.

7) حرکت به جانب مشعر؛

مشعر نزد خداوند متعال، از درجه خاصى برخوردار است، از این جهت در قرآن با صفت حرام و احترام از آن یاد مى‏شود: «فَاِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْکُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرام» [بقره: 198] «و هنگامى که از عرفات کوچ کردید، خدا را نزد مشعر الحرام یاد کنید».

چنانکه گاهِ منزل کردن در آن دیار،(بین الطلوعین) نزد یار، برترین ساعات شبانه روز است و آنچه خداوند در قرآن در این مکان قدسى و در این زمان مقدّس خواسته است، ذکر خداست، با یاد خدا کسب شعور و کیاست و فطانت و دقّت و ظرافت نمودن، سرایت دادن ایمان از دل به تمام اعضا و مشاعر، مشعر به ما مى‏آموزد آنچه از عرفه برداشت کرده‏اى در اینجا به واسطه یاد خدا در دل رسوخ ده، و از دل به چشم و گوش و زبان و تمامى اعضا جارى کن تا کلیه مشاعر، حیات دوباره‏اى پیدا کنند و به این وسیله از نردبان روح به سوى ملأ اعلى صعود کن: «وَ اصْعِدْ بِرُوحِکَ اِلَى الْمَلا َِ الْأَعْلى بِصُعُودِکَ اِلَى الْجَبَل»؛[مصباح الشریعة، باب22] «و با صعود بر کوه مشعر، از نردبان روحت به سوى ملأ اعلى صعود کن».

از این رو، در این سرزمین هم خداى را با اطمینان براى نیل به مقام قرب مى‏خواند: «وَ تَقَرَّبْ اِلَى اللَّهِ ذا ثِقَةٍ بِمُزْدَلَفَة»؛ [مصباح الشریعة، باب22] «و به گاه وقوف در مشعر، به خداوند تقرب جو، در حالى که به او اطمینان مى‏ورزى».

8) حرکت به سوى منا؛

منا یعنى رجاء، نیکا که این نامِ گویا، در هاله‏اى از نور نهفته است.

منا؛ یعنى سرزمین امید، رحمت، مغفرت، فضل، کرامت، استجابت دعا، سعادت و خیر دنیا و آخرت. و چرا چنین نباشد ؟! عاشق از معشوق پس از وصل چه مى‏خواهد ؟! توجه، تلطّف، عنایت، ادامه.

سالک، پس از گذشتن از عرفات و مشعر و رسیدن به مقام وصل، از مولى چه مى‏خواهد ؟ آنچه را که او به حق مستحقّ آن است؛ «وَ لا تَتَمَنَّ ما لا یَحِلُّ لَکَ وَ لا تَسْتَحِقُّه»؛ [مصباح الشریعة، باب22] «و در هنگام وقوف در منا، آرزو مکن آنچه را که بر تو حلال نیست و تو استحقاق آن را ندارى».

از اینرو مى‏توان گفت بهترین لذّتها در حجّ، لذّت امید بنده به خدا در منا است و شاید این که منا در میان همه اعمال مدّتش بیشتر است، براى همین باشد که امید و رجاء بنده، نزد خدا، بهترین عبادات و بالاترین مقامات است.

9) رمى جمرات؛

بنده‏اى که به مقام قرب رسیده است؛ از آنچه بیمناک است و باید بیمناک باشد، و آنچه باید همیشه با آن در ستیز باشد، طاغوتهاست.

طاغوت‏درون؛ یعنى نفس‏امّاره و طاغوت برون؛ شیاطین جنّى و شیاطین انسى.

سالک از قرآن آموخته است که: طاغوت درون(نفس امّاره) خطرناکترین طاغوتهاست «اِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمَ رَبّى»[یوسف: 53]؛ «نفس به بدیها امر مى‏کند مگر آنچه را که پروردگارم رحم کند».

پس چون وارد منا مى‏شود اوّلین عملى که باید انجام دهد، رمى جمره عقبه است که شاید اشاره به طاغوت بزرگ؛ یعنى نفس امّاره باشد، رمى جمره عقبه، یعنى طرد نفس امّاره، یعنى پایمال کردن هوا و هوس؛ «وَ ارْمِ الشَّهَواتِ وَ الْخَساسَةَ وَ الدِّنائَةَ وَ الذَّمیمَةَ عِنْدَ رَمْىِ الْجَمَرات»؛ [مصباح الشریعة، باب22]؛ «و هنگام رمى جمرات، رمى کن خواهشهاى نفسانى و خست و پستى و دیگر صفات زشت را».

آنگاه اگر با رمى جمره عقبه پاى بر نفس امّاره گذارد، قدم بعدى، مقام وصل و لقاء است؛ زیرا میان بنده و خدا یک قدم بیش فاصله نیست، اگر بنده از هوا و هوس گذشت و این گام بلند را طى کرد گام بعدى گام عزم به سوى مقام لقاست. حاجیان در آن روزها که در وادى منا، رحل اقامت افکنده‏اند باید که رمى جمرات سه گانه کنند و این یعنى طرد طاغوت درون(نفس امّاره) و طاغوت برون از شیاطین جنّى(ابلیس و اعوان او) و شیاطین انسى(دشمنان دین و انسانیّت)، از اینرو رمى جمراتِ ثلاث، طرد همه طاغوتها و اعلام جنگ و ستیز بى‏پایان با آنهاست.

منبع: اسرار حج(آیت الله حسین مظاهری)

ادامه اعمال در پست بعد تقدیم می‌‌شود.