غفرانگه رب

عنایت امام زمان(ع) به حاجى اسدآبادىِ گم گشته
نویسنده : معین حج - ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢
 

یکی از موارد و مواقعی که امام زمان(ع) بسیار به شیعیان نظر دارد، در مکه و زمان حج است. که داستانهای بسیاری از حاجیان و ملاقات آنها با امام زمان(ع) نقل شده است.

یکی از آن داستانهای زیبا را در ادامه مطلب بخوانید.

ولادت امام زمان + نیمه شعبان


محدّثین و تاریخ ‌نویسان شیعه و سنّى در کتاب هاى مختلف، به نقل از شخصى به نام «راشد همدانى» از اهالى اسدآباد حکایت کنند:

پس از انجام مراسم حجّ خانه خدا، به سمت دیار خود مراجعت کردم و در بین مسیر، راه را گم کرده و سرگردان شدم تا آن که به سرزمینى سبز و خرّم رسیدم؛ خاک آن بسیار معطّر بود.

خیمه‌‌هاى متعدّدى در آن مشاهده کردم، نزدیک رفته و دو نفر پیشخدمت را دیدم، آن دو خادم به من گفتند: در محلّ خوبى وارد شده‌‌‌اى، همین جا بنشین.

سپس یکى از آن دو نفر، وارد خیمه اى شد و بعد از گذشت لحظاتى بیرون آمد و گفت : وارد شو، حضرت اجازه فرمود.

همین که داخل آن خیمه شدم، جوانى را دیدم که نشسته است و شمشیر بزرگى را بالاى سرش نصب کرده بودند، پس سلام کردم.

جواب سلام مرا داد و فرمود: آیا مرا مى‌‌شناسى؟

عرض کردم: خیر، تاکنون شما را ندیده‌‌ام.

اظهار داشت: من قائم آل محمّد هستم، من آن کسى هستم که در آخر الزّمان به همراه این شمشیر خروج مى‌‌کنم و جهان را پر از عدل و داد مى‌‌نمایم و ظلم و ستم را نابود مى‌‌سازم.

هنگامى که این سخنان را شنیدم، روى زمین افتادم و در مقابلش تعظیم کردم.

فرمود: بلند شو، براى من سجده نکن، چون که براى غیر خداوند متعال نباید سجده کرد، تو راشد همدانى هستى که راه را گم کرده‌‌اى، آیا مایل هستى به خانواده و دیار خود بازگردى؟

عرض کردم: بلى.

بعد از آن بسیار در حیرت و تعجّب قرار گرفتم که چگونه و از کجا مرا مى‌‌شناسد و نام مرا مى‌‌داند!!!

سپس آن حضرت کیسه‌‌اى را به من لطف نمود و به خادم خود اشاره اى کرد.

پس به همراه خادم چند قدمى راه رفتیم، ناگهان اسدآباد را مشاهده کردم و خادم حضرت با اظهار محبّت گفت: اى راشد! این دیار شما اسدآباد است، برو در پناه خداوند.

سپس خادم از چشم من ناپدید گشت و او را ندیدم، وقتى وارد منزل شدم، کیسه را باز کردم در آن پنجاه دینار بود و با آن دینارها خداوند برکت و توسعه عجیبى در زندگى ما عطا نمود.

در پایان تذکر یک نکته لازم است:

 کسانى که در زمانهاى متأخر بشرف ملاقات امام زمان رسیده‏اند، منحصر به این عده نیستند از دانشمندانى که در کتب مذهبى نوشته شده خدمت آن حضرت رسیده‌‌اند: سید بن طاوس علامه حلى؛ وحید بهبهانى، علامه بحر العلوم و غیره مى‏‌‌باشند. و نیز افراد بسیارى دیگر را نام می‌‌برند و ماجراى آنها را به تفصیل شرح داده‌‏اند. کسانی که مایلند بیشتر بدانند مى‏‌‌‌توانند به کتاب «نجم الثاقب» علامه نورى مراجعه نمایند.

راجع به اینکه آیا در زمان غیبت کبراى امام زمان(ع)؛ [مثل زمان ما] ممکن است کسى خدمت آن حضرت برسد؛ و فی المثل آیا در زمان ما هم کسى او را دیده یا مى‏بیند؟

باید گفت: اگر در بعضى از روایات گذشته، گفته‏‌‌اند «مدعیان دیدن حضرت را تکذیب کنید»؛ منظور کسانى هستند که ادعاى دیدن حضرت و نیابت خاص از او می‌‌کنند مانند سید علی‌محمد شیرازى(سر سلسله فرقه بابیّت و بهائیت) که نخست ادعاى ملاقات و بابیّت حضرت نمود و چون عده‏اى ساده‏‌‌لوح را فریب داد پا را فراتر نهاد و گفت: «من خود امام زمانم» و به این هم قانع نشد و ادعاى خدائى کرد.

آنگونه که دانشمندان عالیقدر شیعه؛ سید مرتضى در «تنزیه الأنبیاء» و شیخ طوسى در کتاب «غیبت» و علامه بحرالعلوم در «فوائد رجالیه» خود (ضمن شرح حال شیخ مفید) و دیگران نوشته‏‌‌اند:

دانشمندان شیعه عقیده ندارند که امام زمان حتى براى دوستان پاکسرشت خود هم آشکار نمى‏‌‌شود، بلکه امکان اینکه حضرت را ببینند و او را نشناسند یا بشناسند هست. چنان که تمام دانشمندان بزرگ ما مانند کلینى و صدوق و غیره داستان آنها را نقل کرده‏‌‌اند.


(منبع: إکمال الدّین: 453)